تبلیغات
مدینة العلم - مطالب ابر آخرین سخنان امام حسین (ع)

اشعار رجزیه حضرت سیدالشهداء در روز عاشورا و ذکر فضائل خود

در کتاب «کشف الغمّه» از کتاب «الفتوح» وارد است که چون لشکریان ابن زیاد آن حضرت را در پرّه گرفتند و از آب منع کردند و از اصحاب آن حضرت همه را کشتند، تیری به سوی طفل صغیر آن حضرت آمد و او را بکشت.

حضرت او را به خون هایش آلوده کرد، و با شمشیر حفیره ای حفر و او را در آن مدفون ساخت، و سپس در مقابل لشکر ایستاده و حمله می آورد، و این رَجَز را می خواند:

غَدَرَ الْقَوْمُ وَقِدْمًا رَغِبُوا

 

عَنْ ثَوَابِ اللَهِ رَبِّ الثَّقَلَین

قَتَلُوا قِدْم عَلِیا وَابْنَهُ

 

حَسَنَ الْخَیرِ کرِیمَ الطَّرَفَین

حَسَدًا مِنْهُمْ وَقَالُوا أَجْمِعُوا

 

نُقْبِلِ الآنَ جَمِیعًا بِالْحُسَین

یا لَقَوْمٍ لِانَاسٍ رُذَّلٍ

 

جَمَعُوا الْجَمْعَ لِاهْلِالْحَرَمَین

ثُمَّ سَارُوا وَتَوَاصَوْا کلُّهُمْ

 

لِاجْتِیاحِی، لِلرِّضَابِالْمُلْحِدَین

لَمْ یخَافُوا اللَهَ فِی سَفْک دَمِی

 

لِعُبَیدِ اللَهِ نَسْلِ الْفَاجِرَین

وَابْنُ سَعْدٍ قَدْ رَمَانِی عَنْوَه

 

بِجُنُودٍ کوُکوفِ الْهَاطِلَین

لَا لِشَی ءٍ کانَ مِنِّی قَبْلَ ذَا

 

غَیرِ فَخْرِی بِضِیآءِ الْفَرْقَدَین

بِعَلِی خَیرِ مَنْ بَعْدَ النَّبِی

 

وَالنَّبِی الْقُرَشِی الْوَالِدَین

خَیرَه اللَهِ مِنَ الْخَلْقِ أَبِی

 

ثُمَّ أُمِّی فَأَنَا ابْنُ الْخَیرَتَین

فِضَّه قَدْ صُفِیتْ مِنْ ذَهَبٍ

 

فَأَنَا الْفِضَّه وَابْنُ الذَّهَبَین

مَنْ لَهُ جَدٌّ کجَدِّی فِی الْوَرَی

 

أوْ کشَیخِی فَأَنَا ابْنُ الْقَمَرَین

فَاطِمُ الزَّهْرَآءِ أُمِّی وَأَبِی

 

قَاصِمُ الْکفْرِ بِبَدْرٍ وَحُنَین

وَ لَهُ فِی یوْمِ أُحْدٍ وَقْعَه

 

شَفَتِ الْغِلَّ بِفَضِّ الْعَسْکرَین

ثُمَّ بِالاحْزَابِ وَالْفَتْحِ مَعًا

 

کانَ فِیهَا حَتْفُ أَهْلِ الْقِبْلَتَین

فِی سَبِیلِ اللَهِ؛ مَاذَا صَنَعَتْ

 

أُمَّه السَّوءِ مَعًا بِالْعِتْرَتَین

عِتْرَه الْبَرِّ النَّبِی الْمُصْطَفَی وَ

 

عَلِی الْوَرْدِ[6] بَینَ الْجَحْفَلَین


ادامه مطلب

طبقه بندی: چهارده معصوم (ع)،  تاریخی،  مذهبی، 
برچسب ها: آخرین سخنان امام حسین (ع)،  

تاریخ : جمعه 1 آبان 1394 | 15:42 | نویسنده : Mohammad Saleh Ali Akbari | نظرات

خطبه حضرت در شب عاشورا در جمع اصحاب و برداشتن بیعت از آنها

حضرت سید الشّهداء علیه السّلام روز تاسوعا نزدیک غروب آفتاب اصحاب خود را جمع نمودند. و حضرت علی بن الحسین زین العابدین علیه السّلام می فرماید: من نزدیک رفتم تا ببینم به آنها چه می گوید؛ و من در آن وقت مریض بودم. پس شنیدم که پدرم به اصحاب خود چنین فرمود:

أُثْنِی عَلَی اللَهِ أَحْسَنَ الثَّنَآءِ. وَأَحْمَدُهُ عَلَی السَّرَّآءِ والضَّرَّآءِ.

اللَهُمَّ إنِّی أَحْمَدُک عَلَی أَنْ أَکرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّه، وَعَلَّمْتَنَا الْقُرْءَانَ؛ وَفَقَّهْتَنَا فِی الدِّینِ.

أَمَّا بَعْدُ، فَإنِّی لَا أَعْلَمُ أَصْحَابًا أَوْفَی وَلَا خَیرًا مِنْ أَصْحَابِی، وَلَاأَهْلَ بَیتٍ أَبَرَّ وَلَا أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَیتِی؛ فَجَزَاکمُ اللَهُ عَنِّی خَیرَ الْجَزَآءِ.

أَلَا وَإنِّی قَدْ أَذِنْتُ لَکمْ، فَانْطَلِقُوا جَمِیعًا فِی حِلٍّ؛ لَیسَ عَلَیکمْ مِنِّی ذِمَامٌ. هَذَا اللَیلُ قَدْ غَشِیکمْ فَاتَّخِذُوهُ جَمَلًا.[1]

«ثنا و ستایش خداوند را بجا می آورم به بهترین ستایش، و او را در دو حال مسرّت و خوشی و گرفتاری حمد می کنم.

بار پروردگارا! من حقّاً حمد و سپاس تو را بجای می آورم که ما را به نبوّت بزرگوار و مکرّم داشتی! و قرآن را به ما تعلیم کردی! و در دین، ما را فقیه و دانا نمودی!

امّا بعد، من حقّاً اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحاب خودم، و نه اهل بیتی نیکوکارتر و با صِله و پیوندتر از اهل بیت خودم سراغ ندارم؛ پس خداوند شما را از طرف من به بهترین جزائی پاداش دهد!

آگاه باشید که من در رفتن به شما اذن و اجازه دادم؛ پس همگی بروید که عقد بیعت را از شما بگسستم و نسبت به خود، بر شما عهده و ذِمامی ندارم.

اینک شب در رسیده است و پوشش آن شما را در بر گرفته است؛ آن را چون شتر راهواری بگیرید و متفرّق شوید!»

برادران، و فرزندان، و پسران برادر، و پسران عبدالله بن جعفر، و مسلم بن عَوسجه، و زهیر بن القَین، و جماعتی دیگر از اصحاب برخاستند و هر یک با زبانی اعتذار آمیز گفتند که: ما بعد از تو باقی نباشیم! و خداوند ما را پس از تو زنده نگذارد! ابداً ابداً چنین کاری نخواهیم کرد؛ بلکه آرزو داشتیم چندین جان داشتیم و همه را در راه تو فدا می کردیم!


ادامه مطلب

طبقه بندی: چهارده معصوم (ع)،  تاریخی،  مذهبی، 
برچسب ها: آخرین سخنان امام حسین (ع)،  

تاریخ : جمعه 1 آبان 1394 | 15:40 | نویسنده : Mohammad Saleh Ali Akbari | نظرات

  • paper | سبزک | تبلیغات متنی