تبلیغات
مدینة العلم - مطالب تاریخی

راک (نوعی وسیله شکنجه که از چند سیخ یا میله نوک تیز تشکیل شده است)

راک وسیله ای است که برای جابه جا کردن هر یک از مفاصل بدن قربانی طراحی شده است. طناب هایی را به مچ دست و قوزک های پای قربانی وصل می‌کنند و سپس بدن قربانی را در جهت های مخالف می‌کشند؛ این کار با چرخش غلطک هایی انجام می‌گیرد که در چهار سوی وسیله قرار دارند.



لوله تمساح

قربانی در داخل لوله ای قرار داده می‌شد که به اندازه کافی برای ورود فرد کافی بود. لوله، که میخ هایی نوک تیز به شکل دندان های تمساح داشت. و به آرامی‌ فشرده می‌شد تا قربانی را بی حرکت نماید. شکنجه گر تنها می‌توانست صورت و پاهای قربانی را ببیند. با کمک کربن و آتش موجود زیر لوله، شکنجه گر به تدریج لوله را گرم می‌کرد تا قربانی یا اعتراف نماید و یا جان خود را از دست دهد.

گهواره ( یا صندلی) یهودا

گهواره یهودا، یکی از وحشتناک ترین شکنجه های دوران قرون وسطی محسوب می‌شد؛ قربانی را بر روی صندلی به شکل هِرم قرار می‌دادند پاهای قربانی را به یکدیگر می‌بستند، طوری که با حرکت یک پا، پای دیگر نیز مجبور به حرکت می‌شد- و این رنج وارده را افزایش می‌داد. انتهای مثلثی شکل گهواره یهودا را در مقعد یا مهبل قربانی قرار می‌دادند. این شکنجه می‌توانست ادامه یابد، از چند ساعت تا چند روز.
این صندلی در آلمان و اسپانیا کاربرد داشته و ظاهرا ً آدم‌های خوش ذوق به آن «اسب چوبی» هم می‌گفته اند. اما در انگلیس نوع دیگری از اسب چوبی وجود داشته که در آن، طرف را به جای مرکز ثقل نقطه‌ای، سوار مرکز ثقل خطی می‌کرده اند. در حالی که به پاهایش هم وزنه بسته می شد!

الاغ اسپانیایی

وسیله ای که از یک صفحه برش اصلی با تیغه ای است که در بالای آن می‌باشد و به دو میله متصل شده است؛ قربانی را برهنه کرده و با پاهایی باز از هم بر روی صفحه قرار می‌دهند، گویی فرد سوار بر الاغ است. و تعداد زیادی وزنه به پاهای او وصل می‌کردند. رنج قربانی را می‌توانستند با وزنه های سبک یا سنگین تر تنظیم نمایند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: اعتقادی،  سیاسی - اجتماعی،  تاریخی، 
برچسب ها: خشونت کلیسا و مسیحیان، دادگاه های تفتیش عقاید، مسحیت دروغین، صلح پوشالی، دلایل رنسانس،  

تاریخ : پنجشنبه 29 مهر 1395 | 10:03 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات

پیشاپیش از اینکه احساسات شما عزیزان را جریحه دار می کنم پوزش می طلبم هدف فقط افشای چهره  واقعی مسیحیت و مدعیان دروغین مهر ، محبت و صلح ، و توهین کنندگان به مقدسات اسلام عزیز است!

به گزارش وبلاگ مسیحیت شناسی؛ در حالی که مسیحیان در اقدامات تبلیغی خود، کلیساها و مسیحیان را صلحدوست و انساندوست و بدور از خشونت معرفی مینمایند، شکنجه ابزار عادی آنان در تغییر مذهب دیگران و تحمیل دیدگاههای شان داشته است.

دوران قرون وسطی یکی از ظالمانه ترین مقاطع در تاریخ بشر بشمار می‌آید؛ دورانی که با خلاقیّت در شکنجه و ابزار شکنجه (به دلائل بسیار احمقانه) زیر نظر کلیسای مسیحی (که الآن داعی مهر و محبت و صلح است!!) شناخته می‌شود.

* این همه استعداد در زجر دادن و اختراع وسایل عجیب و غریب برای کشتن همنوع، حیرت آور است؛ استعدادی که فقط از مسیحیان اروپای قرون وسطی برمی‌آید.

شکنجههای بسیار فجیع که بویژه در مستعمرات بکار می بسته اند. صدور حکم اعدام برای گالیله به این دلیل که زمین را کروی معرفی کرده بود زبانزد خاص و عام میباشد.

به گزارش وبلاگ مسیحیت شناسی؛ در طى دوره قرون وسطى و حاکمیت کلیسا کار پاپ و روحانیت مسیح تکفیر و تحریم بود و میلیونها انسان حقجو و دانشمند را اعدام و شکنجه کردند.

پاپ و روحانیت کلیسا در این دوران جان ملتها را به لب رساندند. آنان دستگاه گسترده تفتیش عقاید و افکار دایر کردند و کلیه مخالفان فکرى عقیدتى خود را اعدام و سر به نیست کردند.

نویسنده کتاب «علم و دین» مىگوید: در این دوره سیاه « پنج میلیون» نفر به جرم فکر کردن و سرپیچى از فرمان پاپ به دار زده شدند، گروه بسیارى را در سیاهچالهاى تاریک و مرطوب روم و... زندانى کردند، از سال 1481 تا 1499 میلادى یعنى در طى 18 سال به دستور دادگاه تفتیش ‍ عقاید، 10220 نفر را زنده سوزاندند، 6860 نفر شقه کردند و 97023 نفر را در زیر شکنجه کشتند.»

تصاویر زیادی با جستجو در صفحات تصاویر سایتهای جستجو و با وارد کردن دو عبارت شکنجه و کلیسا (Torture + Church) قابل مشاهده میباشد.

«بر زخم‌هایش، سرکه و نمک بریزید» ، «او را در دیگ بجوشانید» «سیخ را بیاورید»، «سرب را در حلقش بریزید»، «او را جلوی توپ ببندید»؛ تاریخ پر است از این جور دستورهای خفن. آن هم دستورهایی که یک همنوع علیه همنوع دیگرش می‌دهد، برای این که عقائدش را بپرسد ! و از طرف حرف بکشد یا وادار به حرف زدنش کند. خلاقیت در انواع شکنجه‌ها و تنوع در آنها، نشان می‌دهد . کباب کردن، سوزاندن، بریدن گوش و دماغ و زبان، کشیدن دندان، کندن پوست، در آوردن چشم و کشیدن روی زمین هم که دیگر چیزهای دم دستی بود.

با اینکه شکنجه در نزد عقل و تمامی‌ ادیان الهی ، (حتی خود مسیحیت!) محکوم است و با اصل بدیهی کرامت انسانی مغایر است. با این وجود کلیسا دستور شکنجه و اعدام مخالفانش را با انواع و اقسام وسائل شکنجه می داد!

در ذیل به تعدادی از آنها اشاره میکنیم!!


ادامه مطلب

طبقه بندی: اعتقادی،  سیاسی - اجتماعی،  تاریخی، 
برچسب ها: ترسناک‌ترین شکنجه‌های قرون وسطایی کلیسای مسیحی، تفتیش عقاید، شکنجه، مسیحیت دروغین،  

تاریخ : پنجشنبه 22 مهر 1395 | 05:52 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | اندکی تامل

الگو گیری

از «تاریخ دروغین استعمار» یا « تاریخ طلایی اسلامی»

استاد رحیم پور ازغدی پاسخ می دهد:

دریافت سخنرانی






طبقه بندی: سخنرانی ها،  سیاسی - اجتماعی،  تاریخی، 
برچسب ها: جرأت نه گفتن...، تاریخ طلایی اسلامی، تاریخ دروغین استعمار،  

تاریخ : دوشنبه 15 شهریور 1395 | 16:53 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات

( میلاد حضرت مهدى (علیه السلام) مبارك باد )

                آسمان و زمین چشم انتظار ولادت او بود. خورشید هم به انتظار آمدن او نشسته بود. ارواح پاك همه پیامبران و اولیاى الهى، گرداگرد خانه امام حسن عسكرى (علیه السلام)منتظرانه در آرزوى دمیدن نور جمال او به سر مى بردند. فجر نیمه شعبان بود. صداى آشناى اذان در كوچه پس كوچه هاى غریب شهر سامرا مى پیچید: «اشهد أن لا اِله الاّ اللّه»، «اشهد أنّ محمداً رسول اللّه».

                سیصد و هشت سال پیش كه خورشید وجود پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) در آسمان مكّه طلوع كرد، ظلمات شرك همه جا را آكنده بود و صداى هلهله بت پرستان بر گرد الهه هاى تراشیده از چوب و سنگ، فضا را آلوده ساخته بود.

                امّا اینك در سال 255 هجرى قمرى، در آستانه طلوع آخرین خورشید هدایت و رهبرى، بانك توحیدى «لا اِله اِلاّ اللّه» از مرزهاى شبه جزیره عرب تا شام و قسمتهاى وسیعى از قاره آفریقا همه جا طنین انداز شده و شهادت به رسالت محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) بر مأذنه هاى سرتاسر سرزمین وسیع اسلامى هر صبح و شام تكرار مى شود با این همه، جاهلیّت ـ اگر چه در چهره اى جدید ـ هنوز پا برجاست و با محصور ماندن اهلبیت (علیهم السلام)، ظلمت شرك همچنان باقى است و بت هاى كاخ نشین در لباس خلافت پیغمبر(صلى الله علیه وآله وسلم)همچنان دست اندركار محو توحیدند.

                شاید از این روست كه حضرت مهدى (علیه السلام) در آغاز ولادت، زبان به ذكر شهادتین مى گشاید «أشهد أن لا اِله اِلاّ اللّه وحده لاشریك له و أنّ محمداً رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم)»( [1] )

                یا به روایتى دیگر در همان آغازین لحظه هاى تولّد زانو مى زند و مى گوید: «الحمد للّه رب العالمین و صلى اللّه على محمد و آله، زعمت الظلمة أنّ حجة اللّه داحضة، لو أذن لنا فى الكلام لزال الشك»( [2] ).

                سپاس خداى را كه پروردگار عالمیان است. و سلام و صلوات خدا بر محمد و خاندانش باد. ستمگران گمان بردند، كه حجت خدا نابود شدنى است! اگر به ما اجازه سخن گفتن داده مى شد، شك و تردید مردم در باره ما از بین مى رفت».

                پدرش امام حسن عسكرى (علیه السلام) كه اینك با دیدن چهره زیباى اولین و آخرین فرزند خویش، وعده خدا را عملى مى یافت، سرشار از شادى، سر به سجده گذاشت و گفت:

                «الحمد للّه الذى لم یخرجنى من الدنیا حتّى ارانى الخلف من بعدى.»( [3] )

                «سپاس خدا را كه مرا زنده نگه داشت تا فرزند و جانشین مرا به من بنمایاند.» سپس سر برداشت و به حاضران نگریست و فرمود:

                «او در صورت و سیرت، شبیه ترین مردم به رسول اللّه است، خدا او را در دوران غیبتش، محفوظ مى دارد و سپس ظاهر مى گرداند تا زمین را آنچنان كه از جور و ستم پر شده باشد از عدالت و داد آكنده سازد».( [4] )

                چشمان حضرت نرجس(علیها السلام) به اشك نشسته بود، آنقدر شاد بود كه آرامش بستر را تاب نمى آورد. برخاست و نشست و به صورت نورانى و چشمهاى درشت فرزندش خیره شد. مهدى (علیه السلام) كه در آغوش حكیمه خاتون قرار داشت، دستهایش را به طرف مادر دراز كرد و لحظه اى بعد در آغوش گرم او جاى گرفت.

                امام حسن عسكرى (علیه السلام) فرمود: «او چنانكه جدّمان رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود: همنام و هم كنیه ایشان خواهد بود، پس نامش «محمد» و كنیه اش «ابوالقاسم» است.»

                عطر خاطره انگیز «صلوات» در فضاى خانه كوچك امام حسن عسكرى پیچیده بود و همگى اهل خانه داشتند به رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم)مى اندیشیدند. اى كاش او هم بود ... كه بود.



طبقه بندی: امام زمان ( عج )،  چهارده معصوم (ع)،  تاریخی، 
برچسب ها: میلاد حضرت مهدى (علیه السلام) مبارك باد، میلاد حضرت مهدى (علیه السلام)،  

تاریخ : یکشنبه 2 خرداد 1395 | 12:06 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات

ولادت حضرت عباس(ع)



حضرت ابوالفضل نخستین فرزند از چنین بانوى با معرفت و حق شناسى بود تولد وى، خانه على(علیه السلام) و دل مولا را غرق نور و سرور ساخت وقتى كه به دنیا آمد حضرت على(علیه السلام) در گوش او اذان و اقامه گفت نام خدا و رسول خدا را بر گوش وى خواند و نام او را عباس قرار داد.

 

با آن كه این نوزاد بسیار خوش منظر و زیبا بود به طورى كه وى را قمر بنى هاشم نامیده اند و به ماه شب چهارده تشبیه نموده اند و حضرت وى را به نام عباس نام نهاد و آن به این علت بود كه عباس هم به معناى شیر شرزه و خشمگین است و هم به معناى عبوس و چهره گرفته زیرا كه ایشان نسبت به ظالمان چهره اى خشمگین داشتند.

 

در روز هفتم تولدش گوسفندى را به عنوان عقیقه ذبح كردند و گوشت آن را به فقرا صدقه دادند.

 

با آن كه هنگام تولد پدر خوشحالى مى كند، حضرت گاهى قنداقه عباس خردسال را در آغوش مى گرفت و آستین دست هاى كوچك او را بالا مى زد و بر بازوان او بوسه مى زد و اشك مى ریخت حضرت در پاسخ ام البنین نسبت به این كار فرمود این دست ها براى كمك و یارى به برادرش حسین قطع خواهد شد.




ادامه مطلب

طبقه بندی: چهارده معصوم (ع)،  تاریخی،  مذهبی، 
برچسب ها: حضرت ابوالفضل العباس (ع)، حضرت ابوالفضل (ع)، حضرت عباس (ع)،  

تاریخ : سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 | 18:59 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات
ولادت و مراسم نامگذارى امام حسین علیه السلام


اسماء مى گوید:
یكسال از تولد حسن علیه السلام گذشته بود، حسین به دنیا آمد. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
اسماء فرزندم را بیاور!
من حسین را در حالى كه به پارچه اى سفید پیچیده بودم به رسول خدا تقدیم نمودم . حضرت به گوش راست حسین اذان و به گوش چپش اقامه گفت .
آنگاه حسین را در كنار خود نشانید و گریان شد.
من گفتم :
پدر و مادرم به فدایت ! چرا گریان شدى ؟
فرمود:
براى این فرزندم گریستم .
گفتم :
این نوزاد تازه به دنیا آمده .
فرمود:
او را گروهى ستمگر خواهند كشت ، خداوند شفاعت مرا نصیب آنان نكند.
سپس فرمود:
اى اسماء! این مطلب را به فاطمه مگو! زیرا فاطمه تازه این كودك را به دنیا آورده است و سپس به امیرالمؤمنین فرمود:
نام این كودك را چه نهاده اید؟
عرض كرد:
یا رسول الله ! من در نامگذارى او بر تو پیشى نخواهم گرفت .
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
من هم در نامگذارى او از پروردگارم سبقت نخواهم گرفت .
جبرئیل نازل شد و گفت :
یا محمد! خداوند سلامت مى رساند و مى فرماید:
چون على براى تو مانند هارون است براى حضرت موسى ، بنابراین پسر خود را همنام پسر هارون كن !
پیامبر صلى الله علیه و آله : نام پسر هارون چه بود؟
جبرئیل : شبیر.
پیامبر صلى الله علیه و آله : زبان من عربى است .
جبرئیل : نام او را حسین بگذار!
بدین جهت پیامبر گرامى نام آن حضرت را حسین گذاشت .
 بحار الانوار
ج 43، ص 239.



طبقه بندی: چهارده معصوم (ع)،  تاریخی،  مذهبی، 
برچسب ها: ولادت و مراسم نامگذارى امام حسین علیه السلام، امام حسین علیه السلام، ولادت و مراسم نامگذارى، داستان های بحارالانوار،  

تاریخ : دوشنبه 20 اردیبهشت 1395 | 18:44 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات

آخرین حجت در عهد فترت


علاّمه مجلسی می فرماید: «شیعیان در باره حضرت ابو طالب اجماع کرده اند که وی در آغاز بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به وی ایمان آورد، هرگز بتی را نپرستید؛ بلکه از اوصیای حضرت ابراهیم علیه السلام بود.

شیخ صدوق می فرماید: روایت شده که عبد المطلب حجّت بود و ابو طالب وصیِّ او بود.

علامه امینی می نویسد که از امیر مؤمنان علیه السلام پرسیدند: «آخرین وصی پیش از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چه کسی بود؟» فرمود: «پدرم.»

اصبغ بن نباته گوید که از امیرمؤمنان علیه السلام شنیدم: «پدرم (ابو طالب) و نیاکانم: عبد المطلب، هاشم و عبد مناف، هرگز بت نپرستیدند.» گفته شد: «پس چه چیزی را می پرستیدند؟» فرمود: «کَانُوا یُصَلُّونَ اِلَی الْبَیْتِ، عَلَی دِینِ اِبْرَاهِیمَ علیه السلام ، مُتَمَسِّکِینَ بِهِ؛ به سوی کعبه نماز می خواندند، بر دین حضرت ابراهیم علیه السلام و متمسّک به آن بودند.»

از امام کاظم علیه السلام پرسیدند: «آیا حضرت ابو طالب بر رسول اکرم صلی الله علیه و آله نیز حجّت بود؟» فرمود: «لاَ، وَلَکِنَّهُ کَانَ مُسْتَوْدَعا لِلْوَصَایَا، فَدَفَعَهَا اِلَیْهِ؛ نه، بلکه امانتدارِ وصایا بود، پس آنها را به آن حضرت تسلیم کرد.»

علامه مجلسی در شرح این حدیث شریف می فرماید: «منظور از «وصایا» کتابهای پیامبران، عصای حضرت موسی علیه السلام ، انگشتریِ حضرت سلیمان علیه السلام و امثال آنهاست.»

حضرت ابو طالب فصل مفصّلی در مدح پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سخن گفته، در پایان می افزاید: «وَلَقَدْ کَانَ اَبِی یَقْرَأُ الْکُتُبَ جَمِیعا، وَلَقَدْ قَالَ: اِنَّ مِنْ صُلْبِی لَنَبِیّا وَلَوَدَدْتُ اَنِّی اَدْرَکْتُ ذَلِکَ الزَّمَانَ فَآمَنْتُ بِهِ، فَمَنْ اَدْرَکَهُ مِنْ وُلْدِی فَلْیُؤْمِنْ بِهِ؛ پدرم (عبد المطلب) همه کتابها[ی آسمانی[ را می خواند و می گفت که پیامبری از صلب من خواهد بود. چقدر مشتاقم که زمان او را درک کنم، پس به او ایمان آورم، هر کس از فرزندانم او را درک کند، حتما به او ایمان بیاورد.»

هنوز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله 20 ساله بود که ابو طالب علیه السلام فرمود: «وَلَقَدْ أَنْبَأَنِی أبِی: عَبْدُ الْمُطَلِّبُ بِاَنَّهُ النَّبِیُّ الْمَبْعُوثُ، وَاَمَرَنِی اَنْ اَسْتُرَ ذَلِکَ لِئَلاَّ یَغْرِیَ بِهِ الاَْعْدَاءُ؛ پدرم عبد المطلب به من خبر داده بود که او همان پیامبری است که مبعوث خواهد شد، و به من امر فرمود که آن را پوشیده بدارم تا به این سبب، دشمنان، علیه او شورش نکنند.»

حضرت ابو طالب در فرازی از خطبه عقد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با خدیجه کبرا علیهاالسلام فرمود: «وَهُوَ وَاللَّهِ بَعْدَ هَذَا لَهُ نَبَأٌ عَظِیمٌ وَخَطَرٌ جَلِیلٌ؛ به خدا سوگند بعد از این برای او [برادرزاده من]، خبر بزرگ و جایگاه بسیار رفیعی هست.»



گذشته از بیان صریح امیر مؤمنان علیه السلام ، پیشگوییهای صریحی که از حضرت ابو طالب و حضرت عبد المطلب نقل کردیم، دلیل روشنی بر این است که آنها مقام وصایت را داشتند و از منطق وحی بهره برده بودند که این گونه با قاطعیت از رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خبر می دادند.

جالب تر اینکه این پیشگوییها فقط به رسالت خلاصه نمی شد؛ بلکه در باره ولایت و وصایت امیر مؤمنان علیه السلام نیز نویدهای بسیار شفّافی از حضرت ابو طالب علیه السلام رسیده است:

روز میلاد مسعود حضرت ختمی مرتبت، حضرت فاطمه بنت اسد به خدمت حضرت ابو طالب رسیده تا ولادت فرخنده آن حضرت را بشارت دهد، حضرت ابو طالب خطاب به دخت اسد فرمود: «اِصْبِرِی سَبْتا اُبَشِّرُکِ بِمِثْلِهِ اِلاَّ النُّبُوَّةَ؛ سی سال صبر کن تا بشارت نظیر او را به تو بدهم، به جز نبوّت.»

امام صادق علیه السلام پس از بیان این سخن اضافه می کند که «سبت» به معنای 30 سال است و میان میلاد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با میلاد امیر مؤمنان علیه السلام 30 سال فاصله بود.

بسیار جالب است که در یک جلمه کوتاه، از نبوت پیامبر، تاریخ تولد حضرت علی و همتایی علی علیه السلام با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به جز در نبوت خبر داده است.

حضرت ابو طالب علیه السلام در شب میلاد مسعود مولود کعبه در کوچه و بازار مکه قدم می زد و می فرمود: «اَیُّهَا النَّاسُ! وُلِدَ اللَّیْلَةَ فِی الْکَعْبَةِ حُجَّةُ اللّهِ تَعَالَی وَوَلِیُّ اللّهِ...؛ هان، ای مردم، امشب در کعبه، حجّت خدا و ولیّ خدا دیده به جهان گشود...» مردم جمع شدند و پرسیدند: چه شده؟! فرمود: امشب ولیّی از اولیای الهی متولد شده که همه خیرها به دست او به پایان می رسد و همه شرها به دست او از بین می رود.»

حضرت رضا علیه السلام می فرماید: بر نگین انگشتری حضرت ابو طالب علیه السلام چنین حک شده بود: «رَضِیتُ بِاللَّهِ رَبّا، وَبِاِبْنِ اَخِی مُحَمَّدٍ نَبِیّا، وَبِابْنِی عَلِیٍّ لَهُ وَصِیّا؛ من خدای را به خداوندی، برادرزاده ام محمد را به پیامبری، و پسرم علی را به جانشینی او پسندیدم.»



ادامه مطلب

طبقه بندی: چهارده معصوم (ع)،  تاریخی،  مذهبی، 
برچسب ها: حضرت ابو طالب (ع)، سیمای ابو طالب در آیینه کتاب، سیمای ابو طالب در کلام قدسی،  

تاریخ : چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 | 16:31 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات
اعتراف مردان بزرگ تاریخ به عظمت پیامبر اسلام


1ـ بولن ویلی‌یه در كتاب خود می‌گوید: «محمد قانونگذاری خردمند و بزرگ بود كه دینی تهذیب‌یافته برای جهانیان آورد محمد صفاتی عالی داشت و الطاف خداوندی فصاحتی فوق انسانی به او اعطا كرده بود چنانكه می‌توانست نادان‌ترین مردم زمان خود را به اسلام معتقد گرداند.»

2ـ گوستاولون می‌نویسد: «باید اعتراف كنیم كه محمد(ص) از بزرگترین مردانی است كه تاریخ آنها را شناخته است. اطاعتی را كه محمد از یاران و پیروان خود دید برای هیچ فاتح و پادشاه و فرمانده‌ای میسر نشد. اخلاقی عالی و حكمتی بی‌مانند و دلی پر از مهر و رحمت داشت.»

3ـ تولستوی متفكر،نویسنده و فیلسوف بزرگ روسی می‌گوید: «محمّد پیامبر (اسلام) از مصلحان بزرگ دنیاست كه نسبت به بشریت خدمات شایانی انجام داده است. این فخر برای او بس كه ملت پست و خونریزی را از چنگال اهریمنان نجات داد، و راه ترقّی را به روی آنان گشود. هر مرد عادی نمی‌تواند به چنین كار شگرفی قیام كند...» خوانندة گرامی‌می‌بیند كه آقای تولستوی غیرمسلمان ولی‌باانصاف بااین تمجیدها پیامبر اسلام را یك فرد عادی نمی‌داند چه رسد به عامی.

4ـ توماس كارلایل می‌گوید: «در میان قهرمانان تاریخ، پیغمبر اسلام(ص) نخستین قهرمان است كه به همراه علی مسیر تاریخ را عوض كردند.»

5ـ ژول لابوم محقق بزرگ فرانسوی و مفسّر شاهنامه فردوسی می‌گوید: «در حوالی میلاد محمد(ص) در قرن ششم میلادی سراسر جهان را ابرهای پرآشوب و اضطراب فراگرفته بود و در آن حال باتولد او نور جدیدی در دلها اُفتاد كه نشان افول آنها تیرگی‌ها بود.»

6ـ ارنست رنان فرانسوی می‌گوید: «... امّا ملّت عرب كه خداوند او را گرامی داشت و با برگزیدن گرامی‌ترین بندگانش از میان شریف‌ترین اشرافِ آن ملت به پیغمبری خاتمیّت مقامش را بالا برده زبان و لغتش وسیله‌ای شد كه بهترین شرایع را در برداشته باشد. به طور حتم تا جهان برپاست این شریعت پایدار خواهد بود. زیرا پیغمبری بعد از این پیغمبر نیست و دینی بعداز این دین نخواهد بود.»


ادامه مطلب

طبقه بندی: چهارده معصوم (ع)،  سیاسی - اجتماعی،  تاریخی،  مذهبی، 
برچسب ها: اعتراف مردان بزرگ تاریخ به عظمت پیامبر اسلام، اعتراف مردان بزرگ تاریخ، عظمت پیامبر اسلام،  

تاریخ : یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 | 02:33 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | لبیک یا محمد(ص)...
دوازدهم بهمن 1357
گروهی‌ به ‌نام «سازمان كماندویی مبارزه در راه قانون اساسی» با دفتر خبرگزاری آسوشیتدپرس تماس گرفته و هشدار می‌دهد كه اگر آیت‌الله خمینی قصد داشته‌باشد از پاریس به سمت تهران پرواز كند، هواپیمای حامل ایشان را منهدم خواهند كرد. در پی این تهدید‌ها، امام خمینی(س) به نزدیكان و همراهان خود فرمودند: «من بیعت خود را از شما برمی‌دارم، ما به طرف كار بزرگی می‌رویم. شما هم جانتان را به خطر نندازید»
ایران در انتظار امام خمینی(س) غرق سرور است. مردم تهران به شوق ورود امام، خیابان‌ها را آب و جارو می‌كنند، خط‌های سفید وسط خیابان تا كیلومتر‌ها تمیز شده و مردم مسیر حركت امام را پر از گل كرده‌اند. ساعت نه و بیست و هفت دقیقه صبح، امام وارد خاك ایران شد.
سیزدهم بهمن 1357
بختیار در واكنش به استقبال عمومی مردم از ورود امام، پی‌درپی با انجام مصاحبه و صحبت در مورد برنامه‌های آتی خویش سعی در عادی جلوه‌دادن اوضاع دارد. مردم امام، چشم و گوش به مدرسه‌ی علوی دوخته‌اند. جمعیت مشتاق به دیدار اما آنقدر زیاد هستند كه كوچه‌های اطراف مدرسه‌ی علوی مملو از آدم شده است. مردم پارچه‌های دست‌نویسی روی دیوار‌ها نصب كرده‌اند كه روی‌شان نوشته‌شده: «زیارت قبول، با یك بار زیارت امام این توفیق را به دیگران هم بدهید»
چهاردهم بهمن 1357
در تمام كشور مردم به اعتصاب عمومی دست زده‌اند. كاركنان ادارات و وزارتخانه‌های مختلف، وزیران و مدیران دولت را به محل كار خود راه نمی‌دهند. جواد شهرستانی، شهردار وقت تهران، به دیدار امام می‌رود و استعفانامه‌اش را به ایشان تسلیم می‌كند و البته دوباره از سوی امام شهردار می‌شود. بختیار از انتشار این خبر و احتمال این‌كه سرمشق دیگر زیر دستانش قرار گیرد به شدت می‌ترسد و طی یك مصاحبه شروع به ناسزاگویی به جواد شهرستانی می‌كند و سایر كارمندان و مسئولان دولت خویش را تهدید می‌كند. با همه‌ی این‌ها شهردار تهران، تنها كسی نبود كه به مدرسه‌ی علوی(محل سكونت امام) روی آورد.
پانزدهم بهمن 1357
بختیار تمام پایگاه‌هایش را از دست داده و همچنان با انجام مصاحبه‌های مختلف سعی در به رخ كشیدن قدرت خود دارد. محورهای مورد تاكید و تهدید او در مصاحبه‌ها این‌ها هستند:
    - به آیت‌الله خمینی اجازه تشكیل دولت موقت را نمی‌دهم.
    - كسانی را كه جنگ داخلی راه بیندازند اعدام می‌كنم.
    - تمام نظرات امام خمینی را در لباس قانون تحقق می‌بخشم.
امام در پاسخ تهدید‌های دولت فرمودند: «من باید نصیحت كنم كه دولت غاصب كاری نكند كه مجبور شویم مردم را به جهاد دعوت كنیم. ما از ارتش می‌خواهیم هر چه زودتر به ملت متصل شوند. آن‌ها فرزندان ما هستند. ما به آن‌ها محبت داریم...»
امام همچنین در سخنرانی‌ها و دیدار‌هایشان با مردم اصول سیاست‌هایشان را این‌گونه بیان فرمودند: «تمام اتباع خارجی در ایران به صورت آزاد زندگی خواهند كرد. ما برای اقلیت‌های مذهبی احترام قائل هستیم. نظر من راجع به رادیو و تلویزیون و مطبوعات این است كه در خدمت ملت باشند. دولت‌ها حق هیچ نظارت ندارند...»
شانزدهم بهمن 1357
ده‌ها خبرنگار داخلی و خارجی، گروه‌های مختلف مردم و جمعی از نزدیكان امام در سالن مدرسه‌ی علوی اجتماع كرده‌اند. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی حكم نخست‌وزیری مهندس مهدی بازرگان را قرائت می‌كند. در حالی كه مردم هر لحظه به پیروزی نزدیكشان امیدوارتر می‌شوند، جمعی از تیمساران ارتش در حال فراهم كردن مقدمات اجرای طرحی با حمایت مستقیم آمریكا برای دستگیری امام و كشتن مردم هستند.
اعضای شورای انقلاب، آیت‌الله دكتر بهشتی، آیت‌الله مطهری و مهندس بازرگان با تماس‌های مداوم با فرماندهان ارتش سعی می‌كنند ارتش را بدون خونریزی، متحد ملت كنند. مردم با گل و اشك و شعار به استقبال ارتشیان می‌روند.
هفدهم بهمن 1357
مردم در خیابان‌ها و در حمایت از دولت بازرگان تظاهرات می‌كنند. شعارها علیه بختیار است، مردم بختیار را نمی‌خواهند. بختیار سعی دارد به مردم بفهماند در انجام وعده‌های خود كوشاست.
به همین منظور در جلسه‌ی مجلس حضور می‌یابد و نمایندگان در حضور بختیار طرح‌های انحلال ساواك و دستگیری نخست‌وزیران و وزیران دولت از سال 1341 تا آن سال كه متهم به سوء استفاده از قدرت بودند را تصویب می‌كنند.
هجدهم بهمن 1357
امام خمینی فرمان داده‌اند نام اشخاصی كه به نوعی به كشور و مردم خیانت كرده‌اند افشا شود. با تلاش مردم و متخصصین، فرستنده‌ای سیار در مدرسه‌ی علوی راه‌اندازی می‌شود. اینجا تهران، كانال انقلاب!
نوزدهم بهمن 1357
بختیار دستور تیراندازی به سمت مردم را می‌دهد. در بعضی از نقاط كشور به سمت مردم تیراندازی می‌شود. عده‌ی زیادی از همافران و افراد نیروی هوایی، با لباس‌های نظامی و در میان شادی و حیرت مردم به اقامت‌گاه امام رفتند. امام خمینی در این دیدار، خطاب به همافران فرمودند:
«همان‌طور كه گفتید تا حالا در اطاعت طاغوت بودید، حال به قرآن پیوستید. قرآن حافظ شماست. امیدوارم با كمك شما بتوانیم در اینجا حكومت اسلامی را برقرار كنیم.»
بیستم بهمن 1357
پس از خبر ساعت 20، تصاویری از دوران اقامت امام خمینی در پاریس از شبكه سراسری تلویزیون پخش شد. هم‌زمان با پخش تصویر امام خمینی، همافران نیروی هوایی در پادگان، فریاد «الله‌اكبر» سر دادند. شعار همافران در حمایت از امام خمینی باعث خشم افسران و كاركنان ضد اطلاعات نیروی هوایی شد. اخطارهای تند آنان به همافران، به درگیری و تیراندازی و ورود گارد شاهنشاهی منجر شد. با بالا گرفتن درگیری، مردم برای كمك به همافران ارتش وارد پادگان شدند اما لوله‌ی مسلسل گارد شاه به سمت مردم چرخید و آن‌ها را هدف گلوله قرار داد. درگیری تا صبح ادامه داشت...
بیست و یكم بهمن 1357
ساعت 10 صبح اسلحه‌خانه‌ی نیروی هوایی به همت مردم و كمك همافران فتح شد.
ساعاتی بعد كلانتری‌های 9، 10، 11، 12، 16، 26 و كلانتری نارمك به دست مردم افتاد.
مردم تانك‌ها و نفربرها را به خیابان‌ها آوردند و به یكدیگر روحیه می‌دهند. فرمانداری نظامی كه دست‌پاچه شده‌است، در آخرین اعلامیه‌اش كه بارها از رادیو پخش شد، ساعت منع عبور و مرور را چهار و نیم عصر اعلام كرد.
امام خمینی در پاسخ به دستور فرمانداری پیامی به این شرح صادر فرمودند: «اعلامیه‌ امروز حكومت نظامی، خدعه و خلاف شرع است؛ مردم به هیچ وجه به آن اعتنا نكنند، برادران و خواهران عزیزم، هراسی به خود راه ندهید كه به خواست خداوند تعالی، حق پیروز است.»
مردم خیابان‌ها را ترك نكردند.
بیست و دوم بهمن 1357
تهران و اغلب شهرستان ها همچنان صحنه جنگ خونین مردم و نیروهای مسلح بود. از غروب روز بیستم، کسی خیابان‌ها را ترک نکرده بود. درحالیکه حملات مردم مسلح به تمام مراکز قدرت رژیم شدیدتر می شد خبر رسید که ستاد ژاندارمری واقع در میدان بیست وچهار اسفند (انقلاب) به دست افراد نیروی هوایی، دریایی و مردم افتاده است. پس از ساعتها زد و خورد، پادگان عشرت آباد به تصرف مردم در آمد و بر اثر حملات مردم به تسلیحات ارتش،کارخانه‌ها و انبارهای اسلحه به دست مردم افتاد. سرانجام درحالی که همه خیابان‌ها شاهد حضور جوانان مسلح بود، در ساعت 30/10 دقیقه صبح، شورای عالی ارتش با شرکت رئیس ستاد، وزیر جنگ واکثر فرماندهان تشکیل جلسه داد و پس از مذاکرات بسیار، طی اعلامیه‌ای بی طرفی ارتش را اعلام کرد:
 «با توجه به تحولات اخیر کشور، شورای عالی ارتش در ساعت ده و نیم امروز بیست و دوم بهمن سال هزار و سیصد و پنجاه و هفت، به اتفاق آراء تصمیم گرفته شد که برای جلوگیری از هرج ومرج و خونریزی بیشتر، بی طرفی خود را در مناقشات سیاسی فعلی اعلام و به یگان‌های نظامی دستور داده شد به پادگان‌های خود مراجعت نمایند. ارتش ایران همواره پشتیبان ملت شریف و نجیب و وطن پرست ایران بوده و خواهد بود و از خواسته های ملت شریف با تمام قدرت پشتیبانی می نماید.»
این اعلامیه زمانی از رادیو پخش شد که شهر پر بود ازمردم مسلحی که سوار برخودروهای نظامی بودند. همچنین کاخ گلستان، مرکز رادیو ایران و ژاندارمری کل کشور در دست مردم بود. شهربانی کل کشور، دانشکده افسری، دانشکده پلیس و دبیرستان نظام نیز به دست نیروهای مردمی فتح شد. مردم، زندان کمیته [کمیته‌ی مشترک ضدخرابکاری] را که مرکز بازجویی و شکنجه متهمان سیاسی بود، به تصرف درآوردند و زندانیان را آزاد کردند. تا غروب این روز، تمام کلانتری ها، پادگان‌ها، پاسگاه ها و مراکز نظامی به دست مردم افتاد، زندان قصر، زندان جمشیدیه نیز تصرف شد و زندانیان آن‌ها فرار کردند، اما توسط مردم دستگیر شده و به مدرسه رفاه – محل شورای انقلاب – برده شدند. فرمانداری نظامی آخرین اطلاعیه خود را صادر کرد. به موجب این اطلاعیه از نظامیان خواسته شد برای اجرای تصمیم شورای عالی ارتش به پادگان‌های خود برگردند. درحالی که مردم به سوی کاخ نخست وزیری در حرکت بودند، بختیار که پس از فرار نظامیان با تعداد کمی محافظ تنها مانده بود ناهار خود را نیمه تمام رها کرد و از در پشتی ساختمان نخست وزیری گریخت. سپهبد رحیمی (فرماندار نظامی تهران و رئیس شهربانی) به دست مردم اسیر شد و سرلشكر ناجی (فرمانده گارد جاویدان) در حوالی میدان فوزیه امام حسین (ع) در جریان زد و خورد به ضرب گلوله ای کشته شد. امیرعباس هویدا نخست وزیر اسبق، نیز خود را به شورای انقلاب تسلیم کرد. رادیو و تلویزیون نظامی به تصرف مردم در آمد. در آخرین لحظه‌ها گوینده رادیو پیامی را که از سوی آیت الله طالقانی رسیده بود، خواند و سپس برنامه قطع شد. در آن پیام ازکارکنان اعتصابی رادیو و تلویزیون خواسته شده بود تا به سرکار خود بازگردند. پس از سکوتی نسبتا طولانی، رادیو دوباره آغاز به کار کرد. صدای گوینده‌ از شدت هیجان می لرزید:
«توجه توجه ... این صدای انقلاب ملت ایران است...»
فریاد شادی از تمام خاک ایران برخاست، آخرین سلسله‌ی پادشاهی ایران، سرانجام سقوط کرد...






طبقه بندی: سیاسی - اجتماعی،  تاریخی، 
برچسب ها: تاریخ به روایت تصویر،  

تاریخ : سه شنبه 13 بهمن 1394 | 17:00 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات

رویدادهای 12 بهمن

 













* امام خمینی پس از سال‌ها دوری و تبعید به كشور بازگشت. ایران اسلامی شاهد بزرگترین و تاریخی‌ترین استقبال بود. حضور میلیونی مردم كه صف مستقبلین را از فرودگاه تهران تا بهشت زهرا امتداد داده بود، حاكی از عشق و علاقه بی‌نظیر آنها به رهبر خویش بود. * حضرت امام به هنگام خروج از فرانسه با ارسال پیامی خطاب به مردم فرانسه، ضمن اظهار تشكر از آنها خداحافظی كردند. * امام خمینی پس از اقامه نماز در كف هواپیما، روی دو پتو با آرامش خوابیدند. این در حالی بود كه همه علاقمندان، دوستداران و نزدیكان ایشان، نگران انجام این پرواز بودند. خطر انهدام هواپیما و یا ربودن آن در آسمان چیزی بود كه همه را تا لحظه فرود آن در فوردگاه تهران، نگران ساخته بود. * با ورود حضرت امام به سالن فرودگاه، فریاد «الله اكبر» سالن فرودگاه را به لرزه در آورد. مستقبلین با خواندن سرود «خمینی ای امام»، اشك‌های مشتاقان را بر گونه‌هایشان جاری كردند. * حضرت امام طی بیاناتی در فرودگاه تهران گفتند: من از عواطف طبقات مختلف ملت تشكر می‌كنم. عواطف ملت ایران به دوش من بارگرانی است كه نمی‌توانم جبران كنم. ایشان ضمن اشاره به اینكه طرد شاه از كشور قدم اول پیروزی بود، همگان را به وحدت كلمه و ادامه مبارزه تا قطع كامل ریشه‌های فساد ترغیب كردند. 


ادامه مطلب

طبقه بندی: سیاسی - اجتماعی،  تاریخی، 
برچسب ها: 12 بهمن 57، 12 بهمن، بهمن 57، امام آمد، دهه ی فجر،  

تاریخ : یکشنبه 11 بهمن 1394 | 13:21 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات
حضرت معصومه (س)




حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیهادرخانه ی عصمت و طهارت چشم به جهان گشود، مادرش نجمه سلام الله علیهاو پدرش امام هفتم، حضرت امام موسی کاظم علیه السلام و برادرش امام رضاعلیه السلام بود.



زندگی نامه


نام شریف آن حضرت، فاطمه کبری سلام الله علیها و القابش معصومه، طاهره، حمیده و برّه، رشیده، تقیّه،کریمه اهل بیت و عالمه آل طه و... می باشد. در اول ذیقعده سال ۱۷۳ (هـ.ق) در مدینه به دنیا آمد و در سن ۲۸ سالگی در دهم ماه ربیع الاول ۲۰۱ در قم وفات یافت. [۱]

ادامه مطلب

طبقه بندی: چهارده معصوم (ع)،  تاریخی،  مذهبی، 
برچسب ها: حضرت معصومه (س)، خواهر امام رضا (ع)، فاطمه معصومه (س)، قم، امام رضا (ع)، امام موسی کاظم (ع)، عمه سادات (س)،  

تاریخ : چهارشنبه 30 دی 1394 | 17:34 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات
فدائیان اسلام



فدائیان اسلام گروهی بودند كه در اردیبهشت 1324 با رد اندیشه­های كسروی و با رهبری نواب صفوی شروع به فعالیت كردند و برای رسیدن به هدف خود یعنی برپایی حكومت اسلامی و اجرای احكام اسلام به اقداماتی از جمله ترور كسروی، هژیر، رزم­آرا، و مانند اینها دست زدند كه خیلی از این اقدامات را با هماهنگی با آیت‌الله كاشانی انجام دادند تا جایی كه خارجیان رهبر آنها را اغلب كاشانی می‌دانستند؛ درحالی­كه فدائیان اسلام بیشتر از رده‌های طبقه پایین جامعه بودند اما كاشانی از طبقه متوسط سنتی بود (اگرچه نواب صفوی در بحبوحه­ی ملی­شدن صنعت نفت، كاشانی را رهبر معنوی فدائیان اسلام دانست).

ادامه مطلب

طبقه بندی: سیاسی - اجتماعی،  تاریخی،  مذهبی، 
برچسب ها: فدائیان اسلام، نواب صفوی، حكومت اسلامی، ملی شدن صنعت نفت، رزم آرا، كسروی، هژیر،  

تاریخ : شنبه 19 دی 1394 | 22:39 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات
تاریخ : جمعه 18 دی 1394 | 21:04 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات

میرزا تقی خان امیر کبیر, صدراعظم مشهور دورهٔ ناصرالدین شاه قاجار

میرزا تقی خان امیر کبیر, صدراعظم مشهور دورهٔ ناصرالدین شاه قاجار.نام اصلی امیرکبیر محمد تقی بود که بعدها تقی گفته می‌‌شد و عناوین و القابی که به دست آورد بدین قرار است: کربلایی محمد تقی- میرزا محمدتقی خان- مستوفی نظام- وزیر نظام- امیر نظام- امیر کبیر-

 امیر اتابک اعظم(شوهر خواهر ناصر الدین شاه نیز شد).



ادامه مطلب

طبقه بندی: علمی،  سیاسی - اجتماعی،  تاریخی،  مذهبی، 
برچسب ها: میرزا تقی خان امیر کبیر، امیر کبیر، کربلایی محمد تقی، صدراعظم ناصرالدین شاه قاجار، نقش امیرکبیر در انهدام بابیت و بهائیت،  

تاریخ : جمعه 18 دی 1394 | 19:48 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات
دانلود کتاب توقیعات امام زمان (عج)


برای دریافت روی جمله زیر کلیک کنید

نامه های امام زمان (عج)

صلوات جهت تعجیل در امر فرج حضرت (عج)





طبقه بندی: آخر الزمان،  امام زمان ( عج )،  چهارده معصوم (ع)،  علمی،  تاریخی،  مذهبی، 
برچسب ها: نامه های امام زمان (عج)، توقیعات امام زمان (عج)، توقیعات صادره از ناحیه مقدسه (عج)،  

تاریخ : دوشنبه 14 دی 1394 | 16:59 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

  • paper | سبزک | تبلیغات متنی