تبلیغات
مدینة العلم - مطالب اردیبهشت 1395

زندگی نامه حضرت علی اکبر (ع( 


 

حضرت علی اکبر(ع)، جوانی خوش چهره، زیبا، خوش زبان و دلیر بود و از جهت سیرت و خلق و خوی و رخسار، شبیه ترین مردم به پیامبر اکرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگی را از جدش علی ابن ابی طالب (ع) به ارث برده و جامع کمالات، محامد و محاسن بود.

حضرت علی اکبر (ع) فرزند ابی عبدالله الحسین (ع) بنا به روایتی در یازدهم شعبان، سال 43 قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود.پدر گرامی اش امام حسین بن علی بن ابی طالب (ع) و مادر محترمه اش لیلی بنت ابی مرّه بن عروه بن مسعود ثقفی است. و از طایفه خوش نام و شریف بنی هاشم بود و به بزرگانی چون پیامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(ع) و امام حسین (ع) نسبت دارد.

ابوالفرج اصفهانی از مغیره روایت کرد: روزی معاویه بن ابی سفیان به اطرافیان و هم نشینان خود گفت: به نظر شما سزاوارترین و شایسته ترین فرد امت به امر خلافت کیست؟ اطرافیان گفتند: جز تو کسی را سزاوارتر به امر خلافت نمی شناسیم! معاویه گفت: این چنین نیست.

بلکه سزاوارترین فرد برای خلافت، علی بن الحسین(ع)است که جدّش رسول خدا(ص) می باشد و در وی شجاعت و دلیری بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و فخر و فخامت ثفیف تبلور یافته   است.


نقل است روزی علی اکبر(ع) به نزد والی مدینه رفته  و از طرف پدر بزرگوارشان پیغامی را خطاب به او میبرد، در آخر والی مدینه از علی اکبرسئوال کرد نام تو چیست؟ فرمود: علی سئوال نمود نام برادرت؟ فرمود: علی آن شخص عصبانی شد، و چند بار گفت: علی، علی، علی، « ما یُریدُ اَبُوک؟ » پدرت چه می خواهد، همه اش نام فرزندان را علی می گذارد، این پیغام را علی اکبر(ع) نزد اباعبدالله الحسین (ع) برد، ایشان فرمود : والله اگر پروردگار دهها فرزند پسر به  من عنایت کند نام همه ی آنها را علی می گذارم و اگر دهها فرزند دختر به من عطا، نماید نام همه ی آنها را نیز فاطمه می گذارم.

 

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: چهارده معصوم (ع)، 
برچسب ها: زندگی نامه حضرت علی اکبر (ع)، روز جوان، حضرت علی اکبر (ع)، ولادت حضرت علی اکبر (ع)،  

تاریخ : سه شنبه 28 اردیبهشت 1395 | 14:52 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات
پندهاى امام زین العابدین علیه السلام در روزهاى جمعه 



امام سجاد علیه السلام هر جمعه در مسجد پیامبر صلى الله علیه و آله مردم را با این كلمات موعظه مى كرد:
اى مردم ! خدا ترس باشید! بازگشت شما به سوى اوست ، هر كس اینجا كار نیكى كرده است ، آنجا پیش روى خود خواهد یافت و هر كس اعمال بد انجام داده ، دوست دارد میان او و اعمال بدش فاصله زیادى بیفتد، خداوند شما را مى ترساند.
افسوس تو، اى فرزند آدم كه غافلى ! اما از تو غافل نیستند، مرگ سریعتر از هر چیز به سویت مى آید و تو را مى جوید و به زودى تو را در خواهد یافت ، و آن هنگام اجلت فرا رسیده و تنها به قبرت درآیى و فرشتگان سؤ ال ، براى پرسش و امتحانى سخت نزد تو مى آیند.
نخستین سؤال : از آفریدگارى است كه او را پرستش مى كردى و از پیامبرى كه براى هدایت تو آمده بود و از دینى كه بدان پایبند بودى و از كتابى كه مى خواندى و از امامى كه پیروش بودى و از دستوراتش اطاعت مى نمودى .
آنگاه از عمرت مى پرسند كه در چه راه مصرف كردى و از مال و ثروتت مى پرسند كه از كجا آوردى و در چه راه خرج كردى ...پس در خود بنگر و پیش از پرسش آماده پاسخ باش !
اگر ایمان دارى ، خدا ترس و دین شناسى ، از پیشوایان راستگو پیروى مى كنى و دوستار دوستان خدایى ، نگران مباش ! خداوند زبانت را به حق گویا خواهد كرد و تو را به بهشت و رضاى خویش بشارت خواهد داد و فرشتگان با نعمتهاى فراوان به استقبال تو خواهند آمد، وگرنه زبانت بند آمده و از عهده پاسخ بر نخواهى آمد و تو را به آتش وعده خواهند داد و فرشتگان با آب جوشان و آتش سوزان از تو پذیرایى خواهند كرد.



طبقه بندی: امام زمان ( عج )،  داستان هایی از بحارالانوار، 
برچسب ها: پندهاى امام زین العابدین علیه السلام در روزهاى جمعه، پندهاى امام زین العابدین علیه السلام، روز جمعه، داستان های بحارالانوار،  

تاریخ : پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 | 10:00 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات

ولادت حضرت عباس(ع)



حضرت ابوالفضل نخستین فرزند از چنین بانوى با معرفت و حق شناسى بود تولد وى، خانه على(علیه السلام) و دل مولا را غرق نور و سرور ساخت وقتى كه به دنیا آمد حضرت على(علیه السلام) در گوش او اذان و اقامه گفت نام خدا و رسول خدا را بر گوش وى خواند و نام او را عباس قرار داد.

 

با آن كه این نوزاد بسیار خوش منظر و زیبا بود به طورى كه وى را قمر بنى هاشم نامیده اند و به ماه شب چهارده تشبیه نموده اند و حضرت وى را به نام عباس نام نهاد و آن به این علت بود كه عباس هم به معناى شیر شرزه و خشمگین است و هم به معناى عبوس و چهره گرفته زیرا كه ایشان نسبت به ظالمان چهره اى خشمگین داشتند.

 

در روز هفتم تولدش گوسفندى را به عنوان عقیقه ذبح كردند و گوشت آن را به فقرا صدقه دادند.

 

با آن كه هنگام تولد پدر خوشحالى مى كند، حضرت گاهى قنداقه عباس خردسال را در آغوش مى گرفت و آستین دست هاى كوچك او را بالا مى زد و بر بازوان او بوسه مى زد و اشك مى ریخت حضرت در پاسخ ام البنین نسبت به این كار فرمود این دست ها براى كمك و یارى به برادرش حسین قطع خواهد شد.




ادامه مطلب

طبقه بندی: چهارده معصوم (ع)،  تاریخی،  مذهبی، 
برچسب ها: حضرت ابوالفضل العباس (ع)، حضرت ابوالفضل (ع)، حضرت عباس (ع)،  

تاریخ : سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 | 18:59 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات
ولادت و مراسم نامگذارى امام حسین علیه السلام


اسماء مى گوید:
یكسال از تولد حسن علیه السلام گذشته بود، حسین به دنیا آمد. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
اسماء فرزندم را بیاور!
من حسین را در حالى كه به پارچه اى سفید پیچیده بودم به رسول خدا تقدیم نمودم . حضرت به گوش راست حسین اذان و به گوش چپش اقامه گفت .
آنگاه حسین را در كنار خود نشانید و گریان شد.
من گفتم :
پدر و مادرم به فدایت ! چرا گریان شدى ؟
فرمود:
براى این فرزندم گریستم .
گفتم :
این نوزاد تازه به دنیا آمده .
فرمود:
او را گروهى ستمگر خواهند كشت ، خداوند شفاعت مرا نصیب آنان نكند.
سپس فرمود:
اى اسماء! این مطلب را به فاطمه مگو! زیرا فاطمه تازه این كودك را به دنیا آورده است و سپس به امیرالمؤمنین فرمود:
نام این كودك را چه نهاده اید؟
عرض كرد:
یا رسول الله ! من در نامگذارى او بر تو پیشى نخواهم گرفت .
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
من هم در نامگذارى او از پروردگارم سبقت نخواهم گرفت .
جبرئیل نازل شد و گفت :
یا محمد! خداوند سلامت مى رساند و مى فرماید:
چون على براى تو مانند هارون است براى حضرت موسى ، بنابراین پسر خود را همنام پسر هارون كن !
پیامبر صلى الله علیه و آله : نام پسر هارون چه بود؟
جبرئیل : شبیر.
پیامبر صلى الله علیه و آله : زبان من عربى است .
جبرئیل : نام او را حسین بگذار!
بدین جهت پیامبر گرامى نام آن حضرت را حسین گذاشت .
 بحار الانوار
ج 43، ص 239.



طبقه بندی: چهارده معصوم (ع)،  تاریخی،  مذهبی، 
برچسب ها: ولادت و مراسم نامگذارى امام حسین علیه السلام، امام حسین علیه السلام، ولادت و مراسم نامگذارى، داستان های بحارالانوار،  

تاریخ : دوشنبه 20 اردیبهشت 1395 | 18:44 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات
اعیاد شعبانیه بر همه شیفتگان اهل بیت (ع) مبارک باد



برچسب ها: اعیاد شعبانیه بر همه شیفتگان اهل بیت (ع) مبارک باد، اعیاد شعبانیه، شیفتگان اهل بیت (ع)،  

تاریخ : دوشنبه 20 اردیبهشت 1395 | 18:37 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات


با بعثت آن نبی مرسل
بتخانه به کعبه شد مبدل
هردم صلوات بر جمالش
بر احمدو بر علی و آلش

برچسب ها: عید بزگ مبعث بر همه ی آزادگان جهان مبارک باد، عید مبعث، عید بزرگ مبعث،  

تاریخ : چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 | 17:07 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | صلوات...

ابو طالب از دیدگاه پیامبر صلی الله علیه و آله

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سیمای حضرت ابو طالب را این گونه ترسیم فرمود: «یُحْشَرُ اَبُوطَالِبٍ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِی زِیِّ الْمُلُوکِ وَسِیمَاءِ الاَْنْبِیَاءِ؛ روز قیامت ابو طالب در زیّ پادشاهان و به سیمای پیامبران محشور می شود.»

در باره شفاعتش در روز رستاخیز فرمود: خداوند در باره چهار نفر به من وعده شفاعت داد: «1. پدرم؛ 2. مادرم؛ 3. عمویم؛ 4. و برادری که در عهد جاهلی داشتم.»

و در بیان دیگری فرمود: اگر در مقام محمود قرار بگیرم، برای پدرم، مادرم، عمویم و برادری که در زمان جاهلیت داشتم شفاعت می کنم.»

در حدیث دیگری فرمود: «جبرئیل بر من نازل شد و گفت: ای محمد! خداوند شفاعت تو را در باره شش تن پذیرفت:

1. بطنی که تو را حمل کرد: آمنة بنت وهب.

2. صُلبی که تو را فرود آورد: عبد اللّه بن عبد المطلب.

3. آغوشی که تو را کفالت کرد: ابو طالب.

4. خانه ای که تو را پناه داد: عبد المطلب.

5. برادری که در عهد جاهلی داشتی.

پرسیدند: «چه ویژگی داشت؟» فرمود: «آدم سخاوتمندی بود که طعام می داد و عطایا نثار می کرد.»

6. سینه ای که تو را شیر داد: حلیمه دخت ابی ذؤیب.»

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هنگام ارتحال حضرت ابو طالب، به شدت اندوهگین شد و به امیرمؤمنان علیه السلام دستور تجهیز داد؛ چون پیکر مقدسش بر فراز تابوت قرار گرفت، خطاب به وی که بر دوش تشییع کنندگان بود، فرمود: «عموجان! پیوند خویشاوندی با تو گره خورد، خداوند به تو جزای خیر دهد، در کودکی تربیت و کفالت کردی و هنگام بزرگسالی یاری و حمایت کردی؛ آن گاه دنبال جنازه حرکت کرد و چون به محل دفن رسیدند، فرمود: «اَمَا وَاللَّهِ لاََسْتَغْفِرَنَّ لَکَ، وَلاََشْفَعَنَّ فِیکَ شَفَاعَةً یَعْجَبُ لَهَا الثَّقَلاَنِ؛ به خدا سوگند برای تو طلب مغفرت می کنم و در حقّ تو آن گونه شفاعت می کنم که جن و انس از آن دچار شگفتی شوند.»

آن جناب در باره تجهیز ابو طالب علیه السلام به امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: «اِذْهَبْ فَغَسِّلْهُ وَکَفِّنْهُ وَوَارِهِ، غَفَرَ اللّهُ لَهُ وَرَحِمَهُ؛ برو غسلش بده، کفنش کن و دفنش کن، خداوند او را بیامرزد و رحمت کند.»

عباس بن عبد المطلب پرسید: «ای رسول خدا! برای ابو طالب چه امید داری؟» فرمود: «کُلَّ الْخَیْرِ اَرْجُو مِنْ رَبِّی؛ برای او امید هر خیری را از پروردگارم دارم.»

آن گاه آن حضرت، وفات او را این گونه ارزیابی کردند: «مَا زَالَتْ قُرَیْشٌ کَاعَّةً عَنِّی حَتَّی تُوُفِّیَ اَبُو طَالِبٍ؛ همیشه قریش از من واهمه داشت، تا وقتی ابوطالب از دنیا رفت.»

آن گاه درباره جای خالی او می فرمایند: «مَا اَسْرَعَ مَا وَجَدْتُ فَقْدَکَ یَا عَمِّ؛ عموجان! چه زود جای خالی تو را احساس کردم.»

و در همین رابطه فرمودند: «مَا نَالَتْ قُرَیْشٌ شَیْئا اَکْرَهُهُ حَتَّی مَاتَ اَبُوطَالِبٍ، ثُمَّ شَرَعُوا؛ چیزی که دوست نداشتم، [تا ابو طالب زنده بود،] قریش نتوانست در حقّ من انجام دهد، پس از وفات او بود که شروع کردند.»

سه روز بعد از وفات حضرت ابو طالب، حضرت خدیجه نیز دار فانی را وداع گفت و بدین سان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دو پشتوانه مهمّ خود را از دست داد و آن قدر متأثّر شد که آن سال را «عام الحزن» نامید.

محبت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به حدّی بود که به عقیل فرمود: «اِنِّی لاَُحِبُّکَ یَا عَقِیلُ حُبَّیْنِ، حُبّا لَکَ وُحُبّا لِحُبِّ اَبِی طَالِبٍ لَکَ؛ ای عقیل! من تو را به دو جهت دوست دارم: یکی برای خودت، دیگری برای اینکه ابو طالب تو را دوست می داشت.»

از فرازهای نقل شده به خوبی روشن می شود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همواره به یاد حمایتهای بی دریغ حضرت ابو طالب بود، هرگز خوبیهای او را به فراموشی نسپرد، و از اینرو، وقتی در مدینه خشکسالی شد و پیامبر، دعای طلب باران خواند و باران سیل آسا از آسمان فرو ریخت، تبسمی کرد و فرمود: «لِلَّهِ دَرُّ اَبِی طَالِبٍ، لَوْ کَانَ حَیّا لَقَرَّتْ عَیْنُهُ، مَنْ یُنْشِدُنَا قَوْلَهُ؛ خیر کثیر ابو طالب از آن خداست، اگر زنده بود دیدگانش روشن می شد. کیست که اشعار او را برای ما بخواند؟»

امیرمؤمنان علیه السلام برخاست و اشعار معروف «وَاَبْیَضُ یُسْتَسْقَی الْغَمَامُ بِوَجْهِهِ؛ و انسان روسفیدی که به وسیله او از ابر، طلب باران می شود» را انشاد کرد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر فراز منبر این اشعار را استماع کرد و برای حضرت ابو طالب، مغفرت طلب کرد. پس مردی از «کنانه» برخاست و قصیده ای در مدح ابو طالب انشاد کرد و مورد تأیید پیامبر قرار گرفت.

 


ادامه مطلب برچسب ها: حضرت ابوطالب (ع) از دیدگاه چهارده معصوم (ع)، حضرت ابوطالب (ع)، چهارده معصوم (ع)،  

تاریخ : چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 | 16:45 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات

آخرین حجت در عهد فترت


علاّمه مجلسی می فرماید: «شیعیان در باره حضرت ابو طالب اجماع کرده اند که وی در آغاز بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به وی ایمان آورد، هرگز بتی را نپرستید؛ بلکه از اوصیای حضرت ابراهیم علیه السلام بود.

شیخ صدوق می فرماید: روایت شده که عبد المطلب حجّت بود و ابو طالب وصیِّ او بود.

علامه امینی می نویسد که از امیر مؤمنان علیه السلام پرسیدند: «آخرین وصی پیش از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چه کسی بود؟» فرمود: «پدرم.»

اصبغ بن نباته گوید که از امیرمؤمنان علیه السلام شنیدم: «پدرم (ابو طالب) و نیاکانم: عبد المطلب، هاشم و عبد مناف، هرگز بت نپرستیدند.» گفته شد: «پس چه چیزی را می پرستیدند؟» فرمود: «کَانُوا یُصَلُّونَ اِلَی الْبَیْتِ، عَلَی دِینِ اِبْرَاهِیمَ علیه السلام ، مُتَمَسِّکِینَ بِهِ؛ به سوی کعبه نماز می خواندند، بر دین حضرت ابراهیم علیه السلام و متمسّک به آن بودند.»

از امام کاظم علیه السلام پرسیدند: «آیا حضرت ابو طالب بر رسول اکرم صلی الله علیه و آله نیز حجّت بود؟» فرمود: «لاَ، وَلَکِنَّهُ کَانَ مُسْتَوْدَعا لِلْوَصَایَا، فَدَفَعَهَا اِلَیْهِ؛ نه، بلکه امانتدارِ وصایا بود، پس آنها را به آن حضرت تسلیم کرد.»

علامه مجلسی در شرح این حدیث شریف می فرماید: «منظور از «وصایا» کتابهای پیامبران، عصای حضرت موسی علیه السلام ، انگشتریِ حضرت سلیمان علیه السلام و امثال آنهاست.»

حضرت ابو طالب فصل مفصّلی در مدح پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سخن گفته، در پایان می افزاید: «وَلَقَدْ کَانَ اَبِی یَقْرَأُ الْکُتُبَ جَمِیعا، وَلَقَدْ قَالَ: اِنَّ مِنْ صُلْبِی لَنَبِیّا وَلَوَدَدْتُ اَنِّی اَدْرَکْتُ ذَلِکَ الزَّمَانَ فَآمَنْتُ بِهِ، فَمَنْ اَدْرَکَهُ مِنْ وُلْدِی فَلْیُؤْمِنْ بِهِ؛ پدرم (عبد المطلب) همه کتابها[ی آسمانی[ را می خواند و می گفت که پیامبری از صلب من خواهد بود. چقدر مشتاقم که زمان او را درک کنم، پس به او ایمان آورم، هر کس از فرزندانم او را درک کند، حتما به او ایمان بیاورد.»

هنوز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله 20 ساله بود که ابو طالب علیه السلام فرمود: «وَلَقَدْ أَنْبَأَنِی أبِی: عَبْدُ الْمُطَلِّبُ بِاَنَّهُ النَّبِیُّ الْمَبْعُوثُ، وَاَمَرَنِی اَنْ اَسْتُرَ ذَلِکَ لِئَلاَّ یَغْرِیَ بِهِ الاَْعْدَاءُ؛ پدرم عبد المطلب به من خبر داده بود که او همان پیامبری است که مبعوث خواهد شد، و به من امر فرمود که آن را پوشیده بدارم تا به این سبب، دشمنان، علیه او شورش نکنند.»

حضرت ابو طالب در فرازی از خطبه عقد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با خدیجه کبرا علیهاالسلام فرمود: «وَهُوَ وَاللَّهِ بَعْدَ هَذَا لَهُ نَبَأٌ عَظِیمٌ وَخَطَرٌ جَلِیلٌ؛ به خدا سوگند بعد از این برای او [برادرزاده من]، خبر بزرگ و جایگاه بسیار رفیعی هست.»



گذشته از بیان صریح امیر مؤمنان علیه السلام ، پیشگوییهای صریحی که از حضرت ابو طالب و حضرت عبد المطلب نقل کردیم، دلیل روشنی بر این است که آنها مقام وصایت را داشتند و از منطق وحی بهره برده بودند که این گونه با قاطعیت از رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خبر می دادند.

جالب تر اینکه این پیشگوییها فقط به رسالت خلاصه نمی شد؛ بلکه در باره ولایت و وصایت امیر مؤمنان علیه السلام نیز نویدهای بسیار شفّافی از حضرت ابو طالب علیه السلام رسیده است:

روز میلاد مسعود حضرت ختمی مرتبت، حضرت فاطمه بنت اسد به خدمت حضرت ابو طالب رسیده تا ولادت فرخنده آن حضرت را بشارت دهد، حضرت ابو طالب خطاب به دخت اسد فرمود: «اِصْبِرِی سَبْتا اُبَشِّرُکِ بِمِثْلِهِ اِلاَّ النُّبُوَّةَ؛ سی سال صبر کن تا بشارت نظیر او را به تو بدهم، به جز نبوّت.»

امام صادق علیه السلام پس از بیان این سخن اضافه می کند که «سبت» به معنای 30 سال است و میان میلاد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با میلاد امیر مؤمنان علیه السلام 30 سال فاصله بود.

بسیار جالب است که در یک جلمه کوتاه، از نبوت پیامبر، تاریخ تولد حضرت علی و همتایی علی علیه السلام با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به جز در نبوت خبر داده است.

حضرت ابو طالب علیه السلام در شب میلاد مسعود مولود کعبه در کوچه و بازار مکه قدم می زد و می فرمود: «اَیُّهَا النَّاسُ! وُلِدَ اللَّیْلَةَ فِی الْکَعْبَةِ حُجَّةُ اللّهِ تَعَالَی وَوَلِیُّ اللّهِ...؛ هان، ای مردم، امشب در کعبه، حجّت خدا و ولیّ خدا دیده به جهان گشود...» مردم جمع شدند و پرسیدند: چه شده؟! فرمود: امشب ولیّی از اولیای الهی متولد شده که همه خیرها به دست او به پایان می رسد و همه شرها به دست او از بین می رود.»

حضرت رضا علیه السلام می فرماید: بر نگین انگشتری حضرت ابو طالب علیه السلام چنین حک شده بود: «رَضِیتُ بِاللَّهِ رَبّا، وَبِاِبْنِ اَخِی مُحَمَّدٍ نَبِیّا، وَبِابْنِی عَلِیٍّ لَهُ وَصِیّا؛ من خدای را به خداوندی، برادرزاده ام محمد را به پیامبری، و پسرم علی را به جانشینی او پسندیدم.»



ادامه مطلب

طبقه بندی: چهارده معصوم (ع)،  تاریخی،  مذهبی، 
برچسب ها: حضرت ابو طالب (ع)، سیمای ابو طالب در آیینه کتاب، سیمای ابو طالب در کلام قدسی،  

تاریخ : چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 | 16:31 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات
شخصى از اهالى رى نقل مى كند:
یحیى بن خالد كسى را والى (استاندار) ما كرد. مقدارى مالیات بدهكار بودم . از من مى خواستند و من از پرداخت آن معذور بودم ، زیرا اگر از من مى گرفتند فقیر و بینوا مى شدم .
به من گفتند والى از پیروان مذهب شیعه است ، در عین حال ترسیدم كه پیش او بروم ، زیرا نگران بودم كه این خبر درست نباشد و مرا بگیرند و به پرداخت بدهى مجبور ساخته و آسایشم را به هم بزنند.
عاقبت تصمیم گرفتم براى حل این قضیه به خدا پناه برم ، لذا به زیارت خانه خدا رفتم و خدمت مولایم امام موسى بن جعفر علیه السلام رسیدم و از حال خود شكایت كردم .
آن حضرت پس از شنیدن عرایض من نامه اى این چنین به والى نوشت :
((بسم الله الرحمن الرحیم اعلم ان لله تحت عرشه ظلا لا یسكنه الا من اسدى الى اخیه معروفا او نفس عنه كربة ، او ادخل على قلبه سرورا، و هذا اخوك والسلام .))
((بدان كه خداوند را در زیر عرش سایه اى است كه كسى در زیر آن ساكن نمى شود مگر آنكه فایده اى به برادرش رساند و یا مشكل او را بر طرف سازد و یا دل او را شاد كند و این برادر توست . والسلام .))
پس از انجام حج به شهر خود بازگشتم و شبانه به نزد آن مرد رفتم و از او اجازه ملاقات خواستم و گفتم :
من پیك موسى بن جعفر علیه السلام هستم .
استاندار خود پابرهنه آمد و در را گشود و مرا بوسید و در آغوش گرفت و پیشانى ام را بوسه زد.
هر بار كه از من درباره دیدن امام علیه السلام مى پرسید، همین كار را تكرار مى كرد و چون او را از سلامتى حال آن حضرت مطلع مى ساختم ، شاد مى گشت و خدا را شكر مى كرد.
سپس مرا در خانه اش قسمت بالاى اتاق نشانید و خود رو به رویم نشست . نامه اى را كه امام خطاب به او نوشته و به من داده بود به وى تسلیم كردم . او ایستاد و نامه را بوسید و خواند.
سپس پول و لباس خواست پول ها را دینار دینار و درهم درهم و جامه ها را یك به یك با من تقسیم كرد، و حتى قیمت اموالى را كه تقسیم آنها ممكن نبود به من مى پرداخت .
وى هر چه به من مى داد مى پرسید:
برادر! آیا تو را شاد كردم ؟
و من پاسخ مى دادم :
آرى ! به خدا تو بر شادى من افزودى !
سپس دفتر مالیات را طلبید و هر چه به نام من نوشته بودند حذف كرد و نوشته به من داد مبنى بر این كه من از بدهى مالیات معافم و من خداحافظى كردم و بازگشتم .
با خود گفتم : من كه از جبران خدمت این مرد ناتوانم ، جز آن كه در سال آینده ، هنگامى كه به حج مشرف شدم برایش دعا كنم و وقتى محضر امام موسى بن جعفر علیه السلام رسیدم از آنچه او براى من انجام داد آگاهش سازم .
به مكه رفتم پس از انجام اعمال حج خدمت امام موسى بن جعفر(ع ) رسیدم و از آنچه میان من و آن مرد گذشته بود، سخن گفتم . سیماى آن حضرت از شادى برافروخته گشت .
عرض كردم :
- سرورم ! آیا این خبر موجب خوشحالى شما شد؟
حضرت فرمود:
- آرى ! به خدا این خبر مرا و امیرالمؤ منین علیه السلام و جدم رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم و خداى متعال را مسرور كرد.(
بحار، ج 48، ص 174 و 313)


طبقه بندی: چهارده معصوم (ع)،  داستان هایی از بحارالانوار، 
برچسب ها: امام موسى بن جعفر(ع )، استاندار یحى بن خالد!، داستان های بحارالانوار،  

تاریخ : سه شنبه 14 اردیبهشت 1395 | 00:13 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات

یكی از ابعاد مهم دانش عصر ما نظریه‌پردازی در موضوعات مهم است بسیاری از این نظریات بعداز گذشت زمان اثبات می‌گردند و تعدادی نیز مردود شده و بعضی نیز همچنان به حال نظریه و فرضیه باقی می‌مانند.

در قرن گذشته نظریاتی به اثبات رسید و به صورت اصل علمی درآمد از جمله:

1ـ ثبات یا توسعه آسمانها: بین دانشمندان بحث بود كه وضعیت كلی آسمانها چگونه است آیا ثابت است یا در حال گسترش یا در حال انقباض؟ اینشتین به ثبات آسمانها معتقد بود سرانجام هابل اخترشناس معروف توانست با دلایل محكم علمی اثبات كند كه آسمانها در ابتدا منقبض و بسته بوده و ناگهان انفجار عظیمی رخ داده و به صورت انفجاری شروع به باز شدن نموده و این بازشدن هنوز ادامه دارد امروز دانشمندان حتی توانسته‌اند سرعت دور شدن بسیاری از اجرام آسمانی از مركز انفجار را نیز مشخص كنند هابل در تبیین نظر خود كیهان را به چانه خمیری تشیبه می‌كند كه برای نان پختن آن را پهن كنند. حال بنگرید شگفتی قرآن را:

[آیا كافران ندیدند كه آسمانها و زمین بسته بودند و ما آنها را باز كردیم....]؟! (انبیاء آیة 30).

این آیه اشاره به شروع حادثة انفجار بزرگ (Big bang) دارد. در جای دیگر به استمرار و ادامة حركت ناشی از این انفجار در حال، گذشته و آینده دارد می‌فرماید:

[آسمانها را با قدرت آفریدیم و ما توسعه دهندگان آنیم] (ذاریات47)

بوکای میگوید در این آیه از واژة [لموسعون] اسم فاعل استفاده شده است تا هر سه زمان حال، گذشته و آینده را شامل شود.

آقای بوكای در كتاب خود كشف انفجار بزرگ را شكوهمندترین دستاورد دانش بشری می‌داند كه قرآن صریحاً آن را بیان داشته است وپس ازاثبات این نظریه بودکه بسیاری ازدانشمندان مادی به وجودخدااقرارکردند.

خوب اگر زمانی كه هنوز این نظریه به صورت قطعی اثبات نشده بود دانشمندان به قرآن نظری می‌كردند حقیقت روشن بود.

2ـ آسمانها در ابتدا چگونه بوده است؟ تا قبل از 2003 بین دانشمندان نظریات متفاوتی بود یكی از نظریات این بود كه كهكشانها قبل از شكل‌گیری به صورت گاز بوده‌اند سرانجام در آستانه سال 2004 تصویر تلسكوپ هابل معلوم ساخت كه كهكشانها قبل از تكوّن و شكل‌گیری امروزی به صورت توده‌های عظیم گاز بوده‌اند. قرآن می‌فرماید:

ثم‌استوی الی‌السماء و هی دخان. [سپس به آراستن آسمان پرداخت در حالی كه گاز بود]. كلمة دخان به معنای دود و هر ماده گازی شكل میباشد. بنابراین ترجمة دخان به دود ترجمة به مصداق است.

جالب است عكس‌هایی را كه تلسكوپ هابل ثبت كرد چند كهكشان را در فاصلة 13 میلیارد سال نوری زمین نشان می‌دهد كه به شكل ابرهای پنبه‌ای شكل كومولوس قرار گرفته و چون توده دود فشرده عظیم و سفیدی دیده می‌شوند! (خواننده مستحضر است كه وقتی كهكشان در آن فاصله الان دیده می‌شود نوری كه از آن به ما دارد می‌رسد مالِ 13 میلیارد سال پیش آن بوده پس شكل همان زمان را نشان می‌دهد).

3ـ فرضیه حیات شبه انسانی در كُرات دیگر: این موضوع ذهن اخترشناسان را طی چند دهه به سختی مشغول داشته و هزینه‌های زیادی را در این راه صرف كرده‌اند و علیرغم ارسال پیام‌هایی كه احتمال وجود انسانهای دیگری را در اجرام آسمانی تقویت می‌كند نتوانسته‌اند چیزی را ثبت و ضبط كنند و فرضیة وجود انسانهای دیگر علیرغم قوت احتمال هنوز قطعی نشده است.

قرآن كریم به این موضوع نیز پرداخته می‌فرماید: [اوست خدایی كه هفت آسمان را و همانند آن (هفت) زمین را آفرید...](طلاق12)


ادامه مطلب برچسب ها: اعجاز قرآن، موریس بوكای، دانشمندان ستاره شناس، انیشتین، دکتر شایق، Big bang، تلسكوپ هابل،  

تاریخ : سه شنبه 14 اردیبهشت 1395 | 00:05 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات

در مورد اعجاز قرآن نیز این چند سؤال مطرح می‌شود:

1ـ كدام بعد از ابعاد قرآن معجزه است؟

2ـ شمه‌ای از معجزات قرآن كه برای عصر ما ملموس و یقینی باشد چیست؟

در پاسخ سؤال اوّل می‌گوییم: قرآن در تمام ابعادی كه متعرض آن شده است اعجاز است، در بعد بیان (ساختار لفظی)، تشریع (قانون‌گذاری) تربیت (اصلی‌ترین اعجاز قرآن و هدف نزول آن). تاریخ، غیب‌گویی، اخلاق و اصلاح اخلاقی، علمی و...

تمام وجوه اعجاز قرآن به اعجاز آن در علم بازمی‌گردد زیرا بیان برتر ناشی از علم برتر است و تربیت بدون علم كامل به اصول و مجاری آن محال است و بیان تاریخ ناگفته و غیبِ ناپیدا نیز از علم ناشی می‌شود بنابراین در یك كلمه قرآن اعجاز علمی محض است.

البته به نظر غربی‌ها علم معنای خاصی دارد و مرادشان علوم طبیعی است اما به علوم غیرطبیعی علم نمی‌گویند بلكه الفاظی معادل واژة معرفت و شناخت را استعمال می‌كنند اما استعمال كلمة "Cience" را كه معنای علم می‌دهد برای علوم طبیعی به كار می‌برند بنابراین تقسیم منظور نظر عده‌ای از محققان از واژة اعجاز علمی علم به همین معناست اما مرادما ازاین که قرآن چیزی جزاعجازعلمی نیست مطلق علم است نه علوم تجربی صرف.

اما در هر عصری مردم استعداد متفاوتی دارند در یك عصر استاد سخنوری و فهم لطایف بلاغی كلامند همان طور كه در عصر پیامبر(ص) این گونه بود و لذا اعجاز قرآن در بعد بیان را می‌فهمند در عصر دیگر در بعد دیگری صاحب فهم و دانشند و اعجاز قرآن را در آن بُعد بهتر دریافت می‌كنند در عصر ما بشر در بعد علوم طبیعی پیشرفت فراوان كرده است و اگرچه از عظمت سبك بیان قرآن زیاد چیزی دریافت نمی‌كند اما از عجایب علمی آن به حیرت درمی‌آید. به عنوان مثال این آیه قرآن را بنگرید:

«و تری الجبال تحسبها جامدة و هی تمرّ مرالسحاب» [و كوه‌ها را می‌نگری پنداری كه بی‌حركتند در حالی كه مانند ابرها در جریانند....](نمل، آیه88).

مردم عصر نزول قرآن وقتی این آیه را می‌شنیدند از زیبایی كلمات آن از خود بی‌خود می‌شدند و از چینش بی‌بدیل مرواریدهای واژه‌های آن به حیرت می‌افتادند اما با تمسخر به هم می‌گفتند كه این مرد را بنگرید كه یك مفهوم غلط و نادرست (حركت كوه‌ها) را با چه جملة زیبایی بیان داشته است! از یك طرف زیبایی كلمات آن را تحسین كرده و در عین حال مفهوم آیه راکه به ضد آن (ثبات كوه‌ها) معتقد بودند مسخره می‌نمودند.

 
ادامه مطلب

طبقه بندی: اعتقادی،  علمی،  مذهبی، 
برچسب ها: اعجاز قرآن، موریس بوكای، دانشمندان ستاره شناس، انیشتین، دکتر شایق، Big bang، تلسكوپ هابل،  

تاریخ : سه شنبه 14 اردیبهشت 1395 | 00:03 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات
اعتراف مردان بزرگ تاریخ به عظمت پیامبر اسلام


1ـ بولن ویلی‌یه در كتاب خود می‌گوید: «محمد قانونگذاری خردمند و بزرگ بود كه دینی تهذیب‌یافته برای جهانیان آورد محمد صفاتی عالی داشت و الطاف خداوندی فصاحتی فوق انسانی به او اعطا كرده بود چنانكه می‌توانست نادان‌ترین مردم زمان خود را به اسلام معتقد گرداند.»

2ـ گوستاولون می‌نویسد: «باید اعتراف كنیم كه محمد(ص) از بزرگترین مردانی است كه تاریخ آنها را شناخته است. اطاعتی را كه محمد از یاران و پیروان خود دید برای هیچ فاتح و پادشاه و فرمانده‌ای میسر نشد. اخلاقی عالی و حكمتی بی‌مانند و دلی پر از مهر و رحمت داشت.»

3ـ تولستوی متفكر،نویسنده و فیلسوف بزرگ روسی می‌گوید: «محمّد پیامبر (اسلام) از مصلحان بزرگ دنیاست كه نسبت به بشریت خدمات شایانی انجام داده است. این فخر برای او بس كه ملت پست و خونریزی را از چنگال اهریمنان نجات داد، و راه ترقّی را به روی آنان گشود. هر مرد عادی نمی‌تواند به چنین كار شگرفی قیام كند...» خوانندة گرامی‌می‌بیند كه آقای تولستوی غیرمسلمان ولی‌باانصاف بااین تمجیدها پیامبر اسلام را یك فرد عادی نمی‌داند چه رسد به عامی.

4ـ توماس كارلایل می‌گوید: «در میان قهرمانان تاریخ، پیغمبر اسلام(ص) نخستین قهرمان است كه به همراه علی مسیر تاریخ را عوض كردند.»

5ـ ژول لابوم محقق بزرگ فرانسوی و مفسّر شاهنامه فردوسی می‌گوید: «در حوالی میلاد محمد(ص) در قرن ششم میلادی سراسر جهان را ابرهای پرآشوب و اضطراب فراگرفته بود و در آن حال باتولد او نور جدیدی در دلها اُفتاد كه نشان افول آنها تیرگی‌ها بود.»

6ـ ارنست رنان فرانسوی می‌گوید: «... امّا ملّت عرب كه خداوند او را گرامی داشت و با برگزیدن گرامی‌ترین بندگانش از میان شریف‌ترین اشرافِ آن ملت به پیغمبری خاتمیّت مقامش را بالا برده زبان و لغتش وسیله‌ای شد كه بهترین شرایع را در برداشته باشد. به طور حتم تا جهان برپاست این شریعت پایدار خواهد بود. زیرا پیغمبری بعد از این پیغمبر نیست و دینی بعداز این دین نخواهد بود.»


ادامه مطلب

طبقه بندی: چهارده معصوم (ع)،  سیاسی - اجتماعی،  تاریخی،  مذهبی، 
برچسب ها: اعتراف مردان بزرگ تاریخ به عظمت پیامبر اسلام، اعتراف مردان بزرگ تاریخ، عظمت پیامبر اسلام،  

تاریخ : یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 | 02:33 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | لبیک یا محمد(ص)...

استفاده از وقت

انسان با محدودیّتی که دارد، در برابر جهانی پهناور از اسرار و علوم و اطلاعات قرار دارد. ذهن محدود ما، چگونه می‌تواند همه امور را اعمّ از مسائل حیاتی و ارزشمند و موضوعات واهی و بی اساس، در خود جای دهد؟! پس چون گنجایش فکر ما محدود است، باید متوجّه باشیم به دلیل ظرفیّت محدودی که داریم، به امور مهم و حیاتی بپردازیم و ذهن خود را متوجّه به مسائل بی‌ارزش و بی‌محتوا نکنیم.
تفریحات بیجا، خواندن کتابهای بی‌ارزش، معتاد شدن به برنامه‌های گوناگون رادیو و تلویزیون، به آسانی فکر و ذهن را اشغال می‌کند و از پرداختن به امور مهم و حیاتی باز می‌دارد.
برای دستیابی به هدفهای عالی، باید از این گونه امور چشم پوشی کنید و ذهن خود را از آنها فارغ نمائید؛ تا وقت و فرصت برای رسیدن به امور مهم داشته باشید.
حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام می‌فرمایند:
اِحْذِرُوا ضِیاعَ الْاَعْمارِ فِیما لایَبْقی لَکُمْ فَفائِتُها لایَعُودُ.(
بحارالانوار : 236/84، از قرب الاسناد : 27.)
از ضایع کردن عمرهای خود در آنچه برای شما باقی نمی‌ماند، دوری گزینید؛ زیرا عمرهای از دست رفته باز نمی‌گردند.
هم اکنون تصمیم بگیرید آینده شما نسبت به گذشته شما، از کیفیّتی برتر برخوردار باشد و اگر اینک از گذشته خود پشیمان هستید، کاری نکنید که در آینده افسوس این زمان را بخورید. حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام می‌فرمایند:
بادِرِ الْفُرْصَةَ قَبْلَ اَنْ تَکوُنَ غُصَّةً.(
بحارالانوار : 240/84، از ثواب الاعمال : 40)
از فرصتها استفاده کن؛ قبل از آن که مایه افسوس شود.
از هر جای ضرر که برگردید، به نفع شما است. پس در هر موقعیّتی که هستید، سعی کنید آینده‌ای بهتر از گذشته داشته باشید. از فرصتی که دارید استفاده کنید و تا مهلت دارید از لحظات عمر خود بهترین استفاده را بدست آورید.




طبقه بندی: اسرار موفقیت، 
برچسب ها: استفاده از وقت، سیّد مرتضی مجتهدی سیستانی، اسرار موفقیت،  

تاریخ : چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 | 19:42 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | اندکی تعقل...


مردى خدمت امام حسین علیه السلام رسید، و عرض كرد كه شخص ‍ گنه كارى هستم و نمى توانم خود را از معصیت نگهدارم ، لذا نیازمند نصایح آن حضرت مى باشم . امام علیه السلام فرمودند:
پنج كار را انجام بده ، بعد هر گناهى مى خواهى بكن !
اول : روزى خدا را نخور، هر گناهى مایلى بكن !
دوم : از ولایت خدا خارج شو، هر گناهى مى خواهى بكن !
سوم : جایى را پیدا كن كه خدا تو را نبیند، سپس هر گناهى مى خواهى بكن !
چهارم : وقتى ملك الموت براى قبض روح تو آمد اگر توانستى او را از خودت دور كن و بعد هر گناهى مى خواهى بكن !
پنجم : وقتى مالك دوزخ تو را داخل جهنم كرد، اگر امكان داشت داخل نشو و آن گاه هر گناهى مایلى انجام بده !
بحار، ج 87، ص 126


طبقه بندی: چهارده معصوم (ع)،  داستان هایی از بحارالانوار، 
برچسب ها: نسخه اى براى گناه كردن !، داستان های بحارالانوار،  

تاریخ : دوشنبه 6 اردیبهشت 1395 | 13:15 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات

  • paper | سبزک | تبلیغات متنی