تبلیغات
مدینة العلم - فدائیان اسلام
فدائیان اسلام



فدائیان اسلام گروهی بودند كه در اردیبهشت 1324 با رد اندیشه­های كسروی و با رهبری نواب صفوی شروع به فعالیت كردند و برای رسیدن به هدف خود یعنی برپایی حكومت اسلامی و اجرای احكام اسلام به اقداماتی از جمله ترور كسروی، هژیر، رزم­آرا، و مانند اینها دست زدند كه خیلی از این اقدامات را با هماهنگی با آیت‌الله كاشانی انجام دادند تا جایی كه خارجیان رهبر آنها را اغلب كاشانی می‌دانستند؛ درحالی­كه فدائیان اسلام بیشتر از رده‌های طبقه پایین جامعه بودند اما كاشانی از طبقه متوسط سنتی بود (اگرچه نواب صفوی در بحبوحه­ی ملی­شدن صنعت نفت، كاشانی را رهبر معنوی فدائیان اسلام دانست).

 
زمینه‌های شكل‌گیری فدائیان اسلام
بعد از انقلاب مشروطه جو ترور و خشونت علیه جامعه­ی مذهبی ایران ظهور (مانند آزار و اذیت شیخ­فضل‌الله نوری) و در دوره­ی رضاشاه این خشونت­ها علیه جامعه­ی مذهبی (مانند شهادت آیت­الله مدرس) شدیدتر شد. با سقوط رضاشاه و روی كار آمدن محمدرضاشاه، احمد كسروی با انتشار كتاب «شیعه‌گری»، ارزش‌های شیعه همانند ائمه معصوم(ع) و پیامبر(ص) و قرآن را به چالش كشید و اسلام را مایه­ی گمراهی می‌نامید بنابراین نواب صفوی به شبهات طرفداران كسروی پاسخ داده، و به مناظره با كسروی پرداخت[1]، اما نواب دانست كه مبارزه­ی انفرادی هیچ سودی ندارد لذا با «پیشنهاد حاج­سراج انصاری و هم­كاری آقایان شیخ­قاسم اسلامی و شیخ مهدی شریعتمداری و دیگر فضلاء جمعیت مبارزه با بی­دینی را تشكیل داد.»[2] در مقابل كسروی، نواب صفوی را به گروه رزمندگان (كه طرفدار عقاید كسروی و مجهز به سلاح سرد بودند) تهدید كرد. در ادامه نواب صفوی جمعیت مبارزه با بی‌دینی (مبارزه فقط با قلم و زبان) را كافی نمی­داند و مشی مسلحانه را بر آن ­افزود و تشكیلاتی ایدئولوژیك و فدایی را خواستار شد و در اوایل اسفند سال 1324هـ.ش «نخستین اعلامیه را به­عنوان «دین و انتقام» منتشر و موجودیت فدائیان اسلام را اعلام نمود.
در مورد تعداد اعضای فدائیان اسلام فهرستی بیش از صد نفر در اسناد بجای مانده از شهربانی رژیم‌ شاهی گزارش شده، كه تركیبی از جمعیت فدائیان اسلام، جمعیت مسلمانان مجاهد مذهب جعفری، جمعیت (كمیته) انتقام هستند.[3] اما اعضای اصلی فدائیان اسلام سیدحسین امامی، سیدعبدالحسین واحدی، خلیل طهماسبی، سیدمحمود واحدی، سید علی­محمد امامی به رهبری نواب صفوی است. نشان شناسایی آنها پرچم سبز رنگ با سه هلال ماه كه در ان نوشته شده بود «لا اله الا الله، محمد رسول­الله، علی ولی‌الله» است.
 
فدائیان اسلام و حكومت اسلامی
در داخل گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی، فدائیان اسلام اولین كسانی بودند كه مفهوم حكومت اسلامی را به­عنوان اندیشه­ی اصلی خود بیان نمودند و امام­خمینی(ره) این گروه را تحسین كرده، و ولایت فقیه را پایه­ی آن حكومت قرار داد. آنها در رابطه با حكومت اسلامی اصولی را تدوین كردند كه آن ­اصول در كتاب «رهنمای حقایق» توسط نواب صفوی به­عنوان قانون اساسی فدائیان اسلام در آبان 1328 تألیف، و چاپ آن یك سال به­ طول انجامید. برخی از این اصول به شرح ذیل است:
1)       تنها راه نجات جهان و خصوصا ایران روی ­آوردن مردم و حكومت به اسلام و قرآن است.
2)       مفاسد اجتماعی مانند برهنگی زنان، بیكاری و...، ریشه­ی نابودی جهان و ایران شده است.[4]
3)       راه اصلاح مفاسد اجتماعی، اصلاح روحانیت و اصلاح وزارت‌خانه‌ها و دربار است....[5] 
 
ویژگی­های حكومت اسلامی آنها
1)       اتحاد اسلام بدون قومیت­گرایی؛
2)       جامع و كامل بودن اسلام؛
3)       اتحاد جهان اسلام با اجرای قوانین اسلامی؛
4)       عدم تضاد بین اسلام و وطن‌خواهی[6] است. 
به­طوركلی فدائیان اسلام از یك طرف با حزب مخالف بودند در این زمینه نواب صفوی می‌گوید: «...من با این كارهای بی­مغز و اساس مخالفم.»[7] از طرف دیگر نواب صفوی با تألیف كتاب «رهنمای حقایق» اصولی را تشریح كرد كه: در بخش اول مبارزه با مفاسد اجتماعی و چگونگی ریشه­كن­ كردن این مفاسد را طرح كرد. در بخش دوم طبقه‌بندی جامعه و شیوه‌های مختلف حكومت ­و در بخش سوم به حمایت از شیخ­فضل­الله نوری (مشروطه­ی مشروعه) و اجرای اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطه را خواهان است و در آخر اصلاح وزارتخانه‌ها بخصوص وزارتخانه­ی فرهنگ و دادگستری و نظام مالیاتی را بر اساس اصول اسلامی خواستار، و از شاه و دولت­مردان می‌خواهد كلیه­ی قوانین اسلام و تشیع را اجرا كند.
 
اقدامات فدائیان اسلام
دغدغه­ی اصلی فدائیان اسلام اجرای احكام اسلامی بود، بنابراین برای رسیدن به این هدف اقداماتی را انجام دادند كه در ذیل انها را توضیح می‌دهم:
1) ترور احمد كسروی: نواب صفوی وقتی فهمید كه مباحثه با كسروی سودی ندارد، بنابراین فدائیان، كسروی را در اردیبهشت 1324 مورد حمله قرار دادند اما كسروی جان سالم بدر برد لذا تصمیم به قتل حتمی كسروی گرفتند و این مأموریت را سیدحسین امامی در اسفندماه اجرا كرد. نواب صفوی و همراهانش در دادگاه نظامی محاكمه ولی سرانجام تبرئه شدند، زیرا كه هم رهبران مذهبی از آنها پشتیبانی می­كردند و هم مقامات حكومتی امیدوار بودند تا در برابر حزب توده از آنها بهره‌برداری كنند.»[8]
2) ترور عبدالحسین هژیر: هژیر كه در تیرماه 1328 به­­عنوان وزیر دربار منصوب شده بود با توجه به این­كه قرارداد «گس–گلشانیان» در مجلس پانزدهم به نتیجه نرسیده بود با دولت انگلیسی‌ها مصمم شد با دخالت در انتخابات شانزدهم و انتخاب طرفداران آنها قرارداد فوق را به تصویب رساند. چنین تصمیمی دو گروه را در مقابل یكدیگر قرارداد؛ یكی هواداران انگلیسی، هژیر، دولت و شاه، و دیگری اقلیت مجلس پانزدهم با جبهه­ی ملی (مصدق، كاشانی) و فدائیان اسلام بودند. در همین مواقع، آیت­الله كاشانی هژیر را مهره­ی انگلیسی معرفی می‌كند و همین موضع‌گیری باعث تبعید آیت­الله كاشانی به لبنان می­شود و این تبعید مورد اعتراض فدائیان اسلام و جبهه­ی ملی (مظفر بقایی، مكی، مصدق ­و...) قرار گرفته و زمینه­ی وحدت معترضان دربار و دولت را مستحكم كرد.
سرانجام با برگزاری انتخابات شانزدهم و دخالت­های هژیر (وزیر دربار) جبهه­ی ملی و فدائیان اسلام به مجلس راه نیافتند. لذا فدائیان اسلام با تشریح استدلال شرعی؛ (دفاع در مقابل هجوم به جان، دین و ناموس در زمان غیبت امام(ع) بر مسلمانان واجب است و هژیر آلت اجرای این هجوم است) و استدلال عرفی و اجتماعی؛ (هژیر فساد دربار، دولت و... در او متجلی است)[9] مصمم  به قتل هژیر شدند و در روز 13 آبان 1328 توسط سیدحسین امامی كشته، اما چند روز بعد امامی با آخرین كلام خود «الله اكبر و زنده باد اسلام» به شهادت رسید.
به­طوركلی فدائیان اسلام علت ترور هژیر را به ­غیر از دخالت و تقلب در انتخابات شانزدهم در عامل دیگری یعنی: «برقراری روابط ایران با اسرائیل در زمان نخست­وزیری او»[10]می­دانستند. با قتل هژیر انتخابات باطل، و در انتخابات مجدد، رهبران و طرفداران ملی­شدن صنعت نفت به مجلس راه یافتند.
3) ترور علی رزم‌آرا: بعد از ناكامی رژیم در تصویب لایحه­ی «گس– گلشانیان» در مجلس پانزدهم و عدم اقتدار حسنعلی منصور در حل مسئله­ی نفت، باعث شد امریكا و انگلیس همراه با شاه، رزم­آرا رئیس ستاد ارتش را نخست­وزیر كنند و از طرف دیگر توطئه‌ای طرح كرده كه «در پی تصویب لایحه­ی الحاقی به قرارداد قبلی نفت و افزایش بهای ناچیزی به قیمت نفت بودند،»[11] بنابراین مهم‌ترین سد ملی­شدن صنعت نفت روی كار آمد و كسی در چنین محیطی قادر به مقابله با موج برخاسته را نداشت. اما فدائیان اسلام در شانزدهم اسفندماه 1329 با گلوله­ی خلیل طهماسبی وی را به قتل رساندند و زمینه را برای ملی­شدن صنعت نفت عملی بخشیدند.
4) ترور نافرجام حسین فاطمی: با روی كار آمدن مصدق «فدائیان اسلام عامل اصلی دور كردن دولت از دین، آئین و خواسته­های خود را وزیر امورخارجه­ی مصدق یعنی دكتر فاطمی می‌دانستند.»[12] بنابراین توسط عبدخدایی در 26 بهمن 1330 ترور شد ولی جان سالم بدر برد.
5) ترور نافرجام حسین علاء: بعد از كودتا، فدائیان به موضع‌گیری در قبال زاهدی پرداختند و «با ایجاد ارتباطاتی كه بین فدائیان اسلام و نهضت مقاومت ­ملی برقرار شد طرح ترور زاهدی (نخست­وزیر وقت) توسط فدائیان اسلام مطرح گردید.»[13] 
اما اوج تضاد حكومت كودتا و فدائیان اسلام در زمینه­ی پیمان بغداد و دوران نخست­وزیر حسین علاء است. حسین علاء كه در حال تدارك برای پیوستن ایران به پیمان بغداد بود توسط مظفرعلی ذوالقدر مورد حمله قرار گرفت ولی جان سالم به­در برد همین اقدام زمینه­ی دستگیری و اعدام دیگر اعضای فدائیان اسلام را فراهم كرد. با عدم موفقیت ذوالقدر، «سید عبدالحسین واحدی و اسدالله خطیبی كه به اهواز رفته بودند تا در صورت ناموفق بودن ذوالقدر در راه اهواز به عراق حسین علاء را ترور كنند در اهواز دستگیر، و تحویل تیمور بختیار داده شدند كه با درگیری لفظی بختیار با واحدی مرد شماره­ی دو فدائیان اسلام، توسط بختیار به شهادت رسید.»[14]
سرانجام نواب صفوی، سیدمحمد واحدی، خلیل طهماسبی و مظفر ذوالقدر در 27 دی­ماه 1334 اعدام، و بقیه­ی اعضای دستگیرشده، همچون سیدهادی میرلوحی، اصغر عمری، احمد تهرانی (برادر همسر عبدالحسین واحدی)، علی بهاری به چندین سال زندان محكوم گردیدند.
 
سیاست خارجی فدائیان اسلام
در بعد سیاست خارجی مسئله­ی اصلی فدائیان اسلام، از یك طرف وحدت كل جهان اسلام و اسلامی­كردن مسئله­ی فلسطین بود، از طرف دیگر بر ارتباط دین و سیاست و جامعیت دین تأكید داشتند. آنها تنها گروه یا تشكل مذهبی ایران بودند كه با سازمان اخوان­المسلمین مصر در ارتباط بودند و تحت­تأثیر آنها گفتمان اسلام سیاسی را در ایران مطرح كردند.
در قضیه­ی فلسطین فدائیان اسلام به مانند كاشانی مخالفت خود را با رسمیت یافتن اسرائیل در اردیبهشت1327 اعلام، و در همان سال اجتماع پرشكوهی در حمایت از مردم فلسطین در مسجد سلطانی تهران برگزار شد: «و سرانجام طی اعلامیه‌ای فدائیان اسلام خواستار اعزام پنج­هزار نیروی داوطلب به فلسطین شدند كه بدلیل مخالفت دولت این كار عملی نشد.»[15] 
در اواخر  پاییز1332 در كنگره­ی اسلامی كه با هدف نجات فلسطین در بیت­المقدس برگزار شد؛ خلاصه موضوع سخن نواب در این كنفرانس این بود كه «فلسطین نه جزیی از سرزمین عرب بلكه یك سرزمین اسلامی است و در این سفر نواب پیشنهاد داد تا سازمانی انقلابی و بین­المللی برای مبارزه با اسرائیل تشكیل شود و این پیشنهاد مورد استقبال بسیاری از شخصیت­ها از جمله اخوان­المسلیمن، مصر قرار گرفت.»[16] 
 
فدائیان اسلام و ملی­شدن صنعت نفت
طرح ملی­شدن صنعت نفت طرحی بود كه فدائیان اسلام و جبهه­ی‌ ملی را به همكاری مشترك كشاند این همكاری مشترك از زمان مخالفت­ها با عبدالحسین هژیر آغاز شد و در آن موقع كاشانی، هژیر را مهره­ی انگلیسی خوانده، و همین باعث تبعید كاشانی به لبنان شد اما قبل از این تبعید، كاشانی فدائیان اسلام را با  گروه جبهه­ی ملی آشنا كرد.
كاشانی كه در تبعید به­سر می­برد به نواب صفوی نوشت كه از جبهه­ی ملی در مجلس شانزدهم حمایت كنند در جواب رهبر فدائیان اسلام شركت در اصل انتخابات به­دلیل اعتقاد به كاشانی قبول كرد اما به آیت­الله كاشانی نوشت: «ما با هم قرار گذاشتیم كه در چارچوب اسلام كار كنیم و اگر خواستیم وكلایی انتخاب كنیم افرادی باشند كه جنبه­ی مذهبی آنان بر جنبه­ی سیاسی رجحان داشته باشد»[17] 
كاشانی در جواب نوشت: «ما الان رجال دینی كه در فن سیاست ورزیده باشند نداریم، چه بهتر این­كه این كار را ما مرحله‌ای بكنیم و بتوانیم در یك مرحله از رجال سیاسی كه در فن سیاست ورزیده هستند و نسبتاً هم جنبه­ی ملی دارند، استفاده بكنیم تا در طی این دوران بتوانیم انسان­هایی كه متدین هستند یا سمت مذهبی دارند برای انتخابات تربیت كنیم.»[18] سرانجام  فدائیان اسلام از گفته‌های كاشانی قانع شدند، و انتخابات در مهر1328 آغاز شد كه هژیر و طرفداران آنها در انتخابات تقلب كردند، لذا فدائیان اسلام مجرم انتخابات را توسط سیدحسن امامی ترور، و انتخابات شانزدهم دوباره تجدید شد و طرفداران ملی­شدن نفت به مجلس شانزدهم راه یافتند و كاشانی به­عنوان نماینده­ی تهران انتخاب، و به­خاطر مصونیت پارلمانی وارد ایران گردید و در مقابل رزم­آرا نخست­وزیر شد.
جبهه‌ی ملی كه مانع اصلی ملی­شدن صنعت نفت را رزم­آرا می­دانستند به سراغ نواب صفوی، و از وی درخواست همكاری كردند نواب صفوئی به شرط «تشكیل حكومت اسلامی و اجرای قوانین اسلامی» در صورت پیروزی پیشنهاد جبهه­ی ملی را پذیرفت و رزم­آرا را از سد راه برداشت­ و اكثریت نمایندگان شورای ملی و سنا علی­رغم وابستگی به دربار، شاه و انگلیس طرح ملی­شدن نفت را تصویب­كردند. بعد از ملی­شدن ­نفت بین كاشانی–مصدق و فدائیان اسلام فاصله ایجاد شد و مصدق به خواسته­ی فدائیان اسلام عمل نكرد و اظهار داشت: «من نه مدعی حكومت اسلامی هستم و نه می­خواهم همیشه حاكم و نخست­وزیر باشم. هدف من حل قضیه­ی نفت است؛ حكومت اسلامی را آقایان بگذارند برای یك دولت دیگر و در دولت دیگر تقاضای دولت اسلامی كنند؛ دولت من كه برای ابد نخواهد ماند.»[19]
از طرف دیگر فدائیان اسلام از حسین فاطمی و حتی از«مصدق بخاطر در اختیار قرار دادن چهار پست وزارت از جمله وزارت جنگ به افراد دربار به خشم آمدند»[20] انتقاد نمودند.
اما موضع‌گیری كاشانی این­گونه بود كه به رهبر فدائیان اسلام گفت: «موضوع نفت باید بر سایر مسائل تقدم داشته باشد و به مردم اعلام كرد كه تا وقتی جبهه­ی ملی «این مبارزه­ی مقدس و ملی علیه انگلیس را ادامه دهد»[21] كاملا پشتیبان مصدق خواهد بود.
از دیگر ناراحتی­های فدائیان اسلام نسبت به جبهه­ی ملی، نحوه­ی انعكاس قتل رزم‌آرا توسط خلیل طهماسبی بود چرا كه «دو روزنامه­ی وابسته به جبهه­ی ملی، «باختر امروز» كه بیشتر نظریات مصدق را منعكس می­كرد و روزنامه­ی «شاهد» كه بیشتر دیدگاه­های كاشانی را منعكس می­كرد خبر قتل رزم‌آرا را، نشأت گرفته از میهن­پرستی می­دانستند نه اندیشه­های اسلامی­خواهانه­ی ضارب»[22] كه به هنگام كشتن رزم­آرا شعار­ «زنده ­باد اسلام» می­داد.
 
فدائیان اسلام و انقلاب اسلامی
بعد­ از شهادت رهبر فدائیان اسلام، آنها مدتی سكوت اختیار كردند و بعد از چند سال در دهه­ی چهل از نهضت امام­خمینی حمایت، و زمینه­ی ظهور هیأت مؤتلفه اسلامی را فراهم، و حسنعلی منصور را كه عامل كاپیتولاسیون در ایران و تبعید امام­خمینی بود ترور كردند.
با پیروزی انقلاب اسلامی رهبران بزرگ انقلاب اسلامی از جمله آیت‌الله خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی اذعان كردند كه روحیه و انگیزش انقلابی خود را از فدائیان اسلام الهام گرفتند. بنابراین می­توان اظهار كرد كه فدائیان اسلام نقش پایه­ای در پیروزی انقلاب اسلامی ایران داشتند.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی فدائیان اسلام در قالب سه شاخه به فعالیت خود ادامه دادند: «شاخه­ی اول؛ «فدائیان بنیانگذاران» به سرپرستی ابوالقاسم رفیعی، در چند سال اول انقلاب فعال بود. شاخه­ی دوم؛ «فدائیان اسلام بعد از انقلاب به سرپرستی حجة­الاسلام خلخالی است و مقر اصلی آن در باشگاه افسران تهران بود كه با سلب مسئولیت قضایی خلخالی منحل گردید. شاخه­ی سوم؛ «وفاداران شهید نواب صفوی» را تشكیل دادند بعد از انقلاب به فعالیت سیاسی پرداختند و نشریه­ی «منشور برادری» را كه در دوران نواب صفوی فعالیت داشت به راه انداختند و منتشر كردند.» [23] 
 
انتقادات به فدائیان اسلام
انتقاداتی نیز از سوی یكسری از تحلیلگران و منتقدان فدائیان بر آنها مطرح شده از جمله:
1)       فدائیان اسلام و جبهه­ی ملی درك درستی از جامعه­ی ایران بخصوص بعد از قتل رزم­آرا نداشتند چرا كه پیشرفت ایران بعد از قتل رزم­آرا نیاز به وحدت و انسجام داشت نه این­كه فدائیان اسلام حكومت اسلامی و جبهه­ی ملی حكومت لیبرال را دنبال كنند و هر دو دنبال انحصارطلبی باشند و به كارشكنی و اختلاف­افكنی، انگلیس، امریكا و شاه در بین طرفداران ملی شدن صنعت نفت بی­توجه باشند.
2)       فدائیان اسلام لزومی نداشت همیشه مشی مسلحانه را انتخاب بكنند بلكه باستی هر جا ضروری بود (مثل قتل كسروی و رزم­آرا) مشی مسلحانه را استفاده، و آن­را شاخه‌ای از فعالیت­هایشان قرار می­دادند، چراكه با چنین كاری از یك طرف اختلاف بین طرفداران ملی­شدن صنعت نفت گسترش نمی­یافت و از طرف دیگر اعضا فدائیان اسلام به آسانی اعدام نمی­شدند.
3)       عدم هماهنگی فدائیان اسلام با مرجع تقلید شیعیان وقت آیت­­الله بروجردی در بازسازی حوزه­ی علمیه­ی قم، (مثلا به­خاطر رفتار جنجالی فدائیان اسلام در كشیدن نیروی امنیتی رژیم به حوزه در 10خرداد 1329) در به شهادت رساندن آنها و ناکام ماندن تلاش های آنان بی­تأثیر نبود.
 
 نویسنده :  یونس خداپرست


[1] . حسینیان، روح­الله؛ نقش فدائیان اسلام در تاریخ معاصر ایران، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1384، صص 11-13
[2] . همان، همانجا
[3] . عباسی، ابراهیم؛ فدائیان اسلام به روایت تصویر، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1384، صص 31– 26
[4] . حسینیان، روح­الله؛ پیشین، ص 101.
[5] . همان، صص 102 – 101
 [6] . جعفریان، رسول؛ جریان­ها و سازمان­های مذهبی سیاسی ایران، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1383، ص 182
[7] . عباسی، ابراهیم؛ پیشین، ص 9
[8] . آبراهامیان، یراوند؛ ایران بین دو انقلاب، ترجمه­ی گل­محمدی، احمد؛ فتاحی و لیلایی، محمدابراهیم؛ تهران، نی، 1377، ص 318
 [9] . حسینیان، روح­الله؛ پیشین، صص 31-30.
 [10] . نظری‌پور، مهدی؛ و لطیفی، لطفعلی؛ جریان­شناسی، تهران، معاونت آموزش نیروی مقاومت بسیج، 1384، چاپ هشتم، ص 32.     
[11] . همان، همانجا
[12] . همان، ص 32
[13] . طیرانی، بهروز؛ محاكمات سیاسی در ایران از سال 1352 – 1333، تهران، علم، 1382، ص 15
[14] . عباسی، ابراهیم؛ پیشین، ص 160
[15] . همان، ص 80
[16] . حسینیان، روح­الله؛ پیشین، صص 25 – 24
 [17] . رستگاری، علی؛ «بررسی نقش فدائیان اسلام در ملی شدن صنعت نفت»، نشریه­ی یالثارات الحسین‌(ع)، شماره­ی 367، ص 1.
[18] . همان، همانجا
[19] . حسینی‌زاده، محمدعلی؛ اسلام سیاسی در ایران، قم، دانشگاه مفید، 1385، صص 176 – 175
[20] .  آبراهامیان، یرواند؛ پیشین، ص 330
[21] . همان، همانجا
[22] . حسینیان، روح­الله؛ پیشین، ص 59
[23] . عباسی، ابراهیم؛ پیشین، ص 214



طبقه بندی: سیاسی - اجتماعی،  تاریخی،  مذهبی، 
برچسب ها: فدائیان اسلام، نواب صفوی، حكومت اسلامی، ملی شدن صنعت نفت، رزم آرا، كسروی، هژیر،  

تاریخ : شنبه 19 دی 1394 | 23:39 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات

  • paper | سبزک | تبلیغات متنی