تبلیغات
مدینة العلم - شاخصهاى دیندارى در عصر غیبت 2

شاخصهاى دیندارى در عصر غیبت 2

پیغمبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله روزى در جمعی از اصحاب، دو بار فرمود: خداوندا! برادران مرا به من بنمایان.

اصحاب عرض كردند: یا رسول اللَّه! مگر ما برادران شما نیستیم؟

حضرت فرمود: نه! شما اصحاب من می‌باشید، برادران من مردمى در آخرالزمان هستند كه به من ایمان مى‏آورند، با این‏كه مرا ندیده‏اند. خداوند آن‌ها را با نام و نام پدرانشان، پیش از آنكه از صلب پدران و رحم مادرانشان بیرون بیایند، به من شناسانده است. ثابت ماندن یكى از آن‌ها بر دین خود، از صاف كردن درخت خاردار (قتاد) با دست در شب ظلمانى، دشوارتر است. و یا مانند كسى است كه پاره‏اى از آتش چوب درخت (غضا) را در دست نگاه دارد. آن‌ها چراغ هاى شب تار می‌باشند، پروردگار آنان را از هر فتنه تیره و تارى نجات می‌دهد. مجلسی، بحار الانوار، ج52، ص123و124.


.2.نگهداشت ایمان دینى
در روایتهاى بسیارى از امتحان دینداران در دوره غیبت سخن گفته شده است . ایمان و دیندارى ، در بوته آزمایش گذاشته مى شود و مردمان به اصالت ایمان و استوارى در نگهداشتن دین خود، سنجیده مى شوندآزمایشهاى دینى ، براى همه ایمان آورندگان در همه زمانها، قانون الهى است :
(( اءحسب الناس اءن یتركوا ان یقولوا امنا و هم لا یفتنون .)) (12) 

اما این قانون ، در روزگار غیبت به دو جهت ، مورد تاءكید است :
آن كه امام (ع ) از نظرها پنهان است و منتظران ، منتظر اویند و چون این امر، به درازا مى كشد، افكار و دعوتهاى باطل ، در میان مسلمانان پدید مى آید و گروهى گمراه مى شوند:
امام صادق (ع ) مى فرماید:
(( ان لصاحب هذا الامر غیبتین احدیهما تطول حتى یقول بعضهم : مات ، و بعضهم یقول : قتل ، و بعضهم یقول : ذهب ، فلایبقى على اءمره من اءصحابه الا نفر یسیر)) (13) 
به راستى مهدى (ع )، دو غیبت دارد. دوم آن ، به اندازه اى به درازا مى كشد كه گروهى مى پندارند: وى ، مرده است و گروهى مى پندارند: كشته شده و گروهى مى پندارند: (ظهور او) گذشته است . پس بر پیروى از او، كسى باقى نماند، مگر مردمانى اندك .
على (ع ) مى فرماید:
(( یكون له حیرة و غیبة تضل فیها اءقوام و یهتدى فیها اخرون .))
به سبب غیبت مهدى (ع )، سردرگمى به وجود مى آید مى آید كه گروهى گمراه مى شوند و گروهى دیگر بر هدایت مى مانند.
در این دوران ، شرایطى به وجود مى آید و اوضاعى بر جوامع دینى حاكم مى شود كه نگاهداشتن دین ، بسیار دشوار مى شود. بیشترین مردمان ، به انگیزه هاى گوناگون ، ایمان دینى خویش را در زندگى از دست مى دهند و دیندارى را كنار مى نهند:
امام صادق (ع ) مى فرماید:
(( و راءیت الناس قد استووا فى ترك الاءمر بالمعروف والنهى عن المنكر و ترك التدین به .)) (14) 
مردمان را مى نگرى كه در كنار نهادن امر به معروف و نهى از منكر همراه مى شوند و نسبت به آن ناباورند.
مهم ترین انگیزه اى كه سبب مى گردد در این دوران ، دینداران به آزمایشهاى اعتقادى و عملى بسیار، رو به رو گردند، عبارتند از:
گسترش زمینه هاى ناباورى : از یك سو، آشكار شدن اختلافها و فتنه هاى فكرى و پیدایش آرا و مسلكهاى گوناگون در حوزه اندیشه و باورهاى دینى ، تردیدها و یاءسها را مى آفریند و سستى در گرایشها و باورها را پدید مى آورد:
امام باقر(ع ) مى فرماید:
(( و اختلاف شدید بین الناس و تشتت فى دینهم .))(15) 
و اختلاف شدید میان مردمان رخ دهد و در دین خود، پراكنده مى شوند.
از سوى دیگر، رواج مرامها و مسلكهاى ناروا و فساد انگیز، در میان مردمان ، روح دیندارى را در جامعه از بین مى برد و پیروى از تعالیم شریعت ناچیز مى شود
امام صادق (ع ) مى فرماید:
(( و راءیت الناس ینظربعضهم الى بعض ، و یقتدون باءهل الشرور، و راءیت مسلك الخیر و طریقه خالیا لا یسلكه اءحد.))(16) 
مردمان را مى نگرى كه به پیروى از مرام یكدیگر مى پردازند و به بدكرداران اقتدا مى كنند، و باور حق و راه آن را مى نگرى كه بى رهروست .
افزایش انگیزه هاى انحراف و گریز از دین : دیندارى ، به سبب گذر از تاریخى طولانى ، به تیرگیها و پیرایه ها و خرافه ها و سنتهاى بشرى مى آمیزد و بسیارى فهمها و عملكردها و جهتگیریهاى نادرست و نابخردانه و ارتجاعى و انحرافى و آفت زده به حساب دین گذاشته مى شود و در نتیجه ، چهره روشن و فطرى دین ،
زیر این لایه هاى تیره پنهان مى گردد و بدین روى ، ارزش و اصالت واقعى رویكرد به دین و دیانت از میان مى رود و مردمان از آن مى رمند:
على (ع ) مى فرماید:
(( ایها الناس سیاءتى علیكم زمان یكفاء فیه الاسلام كما یكفاء الاناء بمافیه .))(17) 
اى مردم ! به زودى بر شما روزگارى خواهد آمد كه اسلام را از حقیقت آن بپردازد، همچون ظرفى كه واژگونش كنند و آن از آنچه درون دارد تهى سازند.
یا مى فرماید:
(( و لبس الاسلام لبس الفرو مقلوبا.))
و اسلام پوستین باژگونه پوشد.
ستیزه جوییها با دیندارى : خودپرستان و خودكامگان و پیروان باطل ، كه هماره به دنبال هدفهاى دنیا پرستانه اند، چون فرهنگ اصیل دیندارى را مانعى بزرگ براى رسیدن به هدفهاى خود مى بینند، به استفاده از تمامى امكانات و به كار گیرى همه راهها و شیوه هاى ممكن ، به ستیز با دین و دینداران مى پردازند و ایشان را در تنگنا و سختى مى گذارند:
(( و راءیت اءهل الباطل قد استعلوا على اءهل الحق و راءیت الشر ظاهرا لا ینهى عنه و یعذر اءصحابه ... و راءیت الفاسق فیما لا یحب الله قویا محمودا، و راءیت اءصحاب الآیات یحقرون و یحتقر من یحبهم .)) (18) 
اهل باطل را مى نگرى كه بر اهل حق چیره شده و بدیها آشكار گشته از آن نهى نمى شود و پیروان آن در امانند... و فاسق را مى نگرى كه به كردار ناپسندش توانا و مورد تحسین است و مردان حق و پیروان آنان را مى نگرى كه كوچك و ذلیل شمرده مى شوند.
وجود این عوامل در محیط دینى دوران غیبت ، بویژه فزونى و شدت یافتن آنها در روزگار نزدیك به ظهور، دیندارى را بسیار سخت و مشكل مى كند تا آن جا كه :
پیامبر(ص ) مى فرماید:
(( لاءحدهم اءشد بقیة على دینه من خرط القتاد فى اللیلة الظلماء، اءو كالقابض على جمر الغضا.))(19) 
هر یك از آنان اعتقاد و دین خویش را با هر سختى نگاه مى دارد، چنان كه گویى درخت خار مغیلان را در شب تاریك با دست پوست مى كند، یا آتش پر دوام را در دست نگاه مى دارد.
از همین روى آنان كه براى نگهداشتن ایمان دینى خود، در برابر این رخدادها، استقامت نورزند و با اراده قوى سختیها وتنگناها را تحمل نكنند و یا از دیانت خویش بینش و شعور درستى نداشته باشند، از زمره دینداران و منتظران واقعى خارج خواهند شد:
امام صادق (ع ) مى فرماید:
(( لابد للناس من اءن یمحصوا، و یمیزوا، و یغربلوا و یخرج فى الغربال خلق كثیر.)) (20) 
ناگزیر، مردمان امتحان مى شوند و از هم تمییز مى یابند و غربال مى شوند و بسیارى از غربال بیرون مى روند (در امتحان ، موفق نمى شوند).
در آن روزگار، انسان دیندار باید هوشیارانه و ژرف بینانه اصول خالص  دیانت را بیابد و وسوسه هاى ناهنجار و انگیزه هاى دور ساز ایمان را از خود دور سازد و این گوهر را در طول زندگى ، از آسیب و انحراف نگاه دارد:
امام صادق (ع )، از رواج بسیارى نارواییهاى دینى در میان مردمان سخن مى گوید و در پایان سفارش مى فرماید:
(( فكن على حذر، واطلب من الله عزوجل النجاة ،... فكن مترقبا! واجتهد لیراك الله عزوجل فى خلاف ما هم علیه .)) (21) 
خود بر بر حذر دار و از خدا رهایى بخواه ... هوشیار باش و بكوش تا خدا تو را در راهى غیر از گمراهیهایى كه مردمان در آنند، ببیند.
براى انسان دیندارى كه در برابر حوادث و پیشامدهاى زندگى ، بجدّ تصمیم مى گیرد و متناسب با اندیشه ها و باورهاى خود، موضع مثبت یا منفى بر مى گزیند، بروز حوادث دگرگون ساز، در شكفته شدن استعدادهاى وجود او اثرى سازنده دارد.
چنین شخصى ، وقتى در زندگى دینى با حادثه اى رو به رو مى شود كه با دیندارى اش پیوند دارد، ناگزیر است درباره آن بیندیشد و از میان آنچه به نظرش مى آید بر پایه اندیشه اى قانع كننده ، موضعى جدید برگزیند. هر چه از این گونهحوادث تكرار شود، اندیشه و موضع جدید نیز، پى در پى جریان مى یابد. در این روند است كه شخصیت و هویت مستقل فردى و اجتماعى شخص شكل مى گیرد و داراى موضع فكرى و عملى ویژه اى مى شود كه همواره خود را در حفظ و دفاع از آن ، متعهد و مسؤ ول مى بیند.
در عصر غیبت ، آزمایشها، درست همین نقش را براى شكل گیرى شخصیت و آشكار شدن موضع دینى متدینان ، ایفا مى كنند. انسان دیندار، به هر اندازه كه بتواند موضع زندگى دینى خود را، در ظرف حوادث و رویدادها، با آموزشها و تعالیم اصیل دینى هماهنگ كند، به همان میزان در آزمایش دینى خود پیروز شده است و آمادگى شركت در تحقیق عدالتجهانى و برقرارى حكومت مهدى (ع ) را پیدا خواهد كرد.
بنابراین ، قانون آزمایش غربال شدن مؤ منان ، در ظرف زمانى غیبت كه گمراهیها و ستمها، هجوم مى آورند، در شكوفا شدن حق جویى و خلوص ‍ دینى دینداران و شایستگى براى حضور در جهادى فراگیر سخت در ركاب مهدى (ع ) نقشى اساسى و زیربنایى دارد.
به فرموده پیامبر (ص ):
(( انتظار الفرج بالصبر عبادة )) (22) 
چشم به راه فرج داشتن ، همراه با صبر و استقامت ، عبادت است .
زیرا در مكتب انتظار و امتحان و تمرین مقاومت ، انسانهایى ساخته مى شوند كه حاملان اصلى ترین اعتقاد و دارندگانراستین ترین و استوارترین موضع حق هستند.
امام صادق (ع ) در وصف آنان مى فرماید:
(( رجال كاءن قلوبهم زبر الحدید لایشوبها شك فى ذات الله ، اءشد من الحجر، لو حملوا على الجبال لاءزالوها.)) (23) 
یاران مهدى (ع )، مردانى هستند پولاد دل و همه وجودشان یقین به خدا، مردانى سخت تر از صخره هااگر به كوهها روى آرند آنها را از جاى بر كنند.
.3.ارزش دیندارى
ویژگیهاى دینى در عصر غیبت ، كه به برخى از آنها اشاره شد، سبب مى شود دینداران در این روزگار، رتبه و مقامى والا بیابند كه اینك به پاره اى از آن رتبه ها اشاره مى كنیم :
تكامل در بینش دینى : امام صادق (ع ) مى فرماید:
(( قال النبى (ص ) لعلى (ع ): یا على ! و اءعلم ان اءعظم الناس یقینا قوم یكونون فى اءخر الزمان ، لم یلحقوا النبى و حجب عنهم الحجة فامنوا بسواد فى بیاض .)) (24) 
پیامبر (ص )، به على (ع ) فرمود: یا على ! بزرگ ترین مردمان در ایمان و یقین كسانى هستند كه در واپسین روزگار مى زیند، پیامبرشان را مشاهده نكرده و امامشان پنهان است ، پس به سبب خواندن خطى بر روى كاغذ، ایمان مى آورند.
انسان دیندار، در صدر اسلام ، عقاید و باورهاى دینى از پیامبرمى گیرد و تعالیم خالص دین را با دریافت مستقیم از مفسرواقعى وحى ، دریافت مى كند، رسول خدا(ص ) را مى بیند و از روش و منش و سیره او الهام مى گیرد و پایه باورهاى خود را استوار مى سازد و... این امور در آسان كرده پذیرش حق ، نقش بسزایى دارند.
اما انسان دیندار در این عصر، از تمامى این دریافتهاى حسى به دور است و تنها بر اساس درك عقلى و تاریخى ، پیامبر(ص ) و امامان (ع ) را مى شناسد و به رسالت و امامت ایشان ایمان مى آورد.
پیامبر(ص ) مى فرماید:
(( ولكن اخوانى الذین ساتون من بعدكم ، یومنون بى و یحبونى و ینصرونى و یصدقونى ، و ما راونى .)) (25) 
برادران من كسانى هستند كه پس از شما (اصحاب ) مى زیند. به من ایمان مى آورند و مرا دوست مى دارند و یارى مى رساند و به من ایمان مى آورند، در حالى كه مرا ندیده اند.
بى گمان ، دیندار بودن به روزگار غیب افزون ترى را مى طلبد، چرا كه ایمان به وجود پیامبر(ص ) و امامان معصوم (ع ) و غیبت مهدى (ع )، به نوبه خود، ایمان به غیب است . (26) و چونان ایمان به مبداء و معاد، نیازمند تعقل و تفكر است ؛ از این روى ، باور داشتن در این روزگار، بصیرت دینى بیشترى مى خواهد.
امام سجاد(ع ) مى فرماید:
(( ان اهل زمان غیبته ، القادلون بامامته ، المنتظرون لظهوره افضل اهل كل زمان ، لان الله تعالى ذكره اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفة ما صارت به الغیبه عندهم بمنزله المشاهده ... اولئك المخلصون حقا.)) (27) 
به درستى كه مردمان زمان غیب مهدى (ع ) كه امامتش را باور دارند و منتظر ظهور اویند، از مردمان همه زمانها برترند؛ زیرا خدا چنان عقلها و فهمها و شناخت آنان را قوت بخشیده است كه غیبت نزد آنان همچون دیدن باشد...آنان به حق اخلاص ورزانند.
دیندارى در این روزگار، نیازمند بینشى است كه انسان دیندار در پرتو آن ، توان یابد تا در برابر تحریفها و مسخها و شبهه ها و تردیدها و تزلزلها و گریز و آویزها و سر كوفتها از درون و بیرون حوزه دین ، همچنان رویكرد دینى خود را نگاه دارد و با هیچ یك از این عوامل ، خلوص دینى و دیندارى را در فكر و عمل از دست ندهد. در حالى كه دیندارى در عصر پیامبر (ص )، با این گونه مسائل همراه نبوده است .
شكیبایى در دین : پیامبر(ص ) فرمود:
(( سیاتى قوم من بعدكم ، الرجل الواحد منهم له اجر خمسین منكم ، قالوا: یا رسول الله نحن كنا معك ببدر و احد و حنین ، و نزل فینا القران ، فقال : انكم لو تحملو الما حملو الم تصبروا صبرهم .)) (28) 
به زودى پس از شما، كسانى مى آیند كه یك نفر آنان پاداش پنجاه نفر از شما را دارد. گفتند: اى رسول خدا! ما در جنگ بدر واحد و حنین در ركاب شما جهاد كرده ایم و درباره ما آیه قرآن نازل شده است !
پیامبر فرمود: زیرا اگر آنچه از آزارهاى و رنجها كه بر آنان مى رسد بر شما آید، بسان آنان ، شكیبایى نخواهید داشت .
پایدارى بر دین ، در روزگار غیب ، به پذیرش سختیها و بیمها و محرومیتها و تنگناهاى مادى ، كه اجمالى از آن پیشتر یاد شد، خلاصه نمى شود، بلكه تحمل فشارهاى سخت روحى و معنوى نیز، بر آنها افزوده مى گردد و چنانچه دیندارى با صبر و شكیبى درست و آگاهانه تواءم نباشد، به تدریج ناامیدیها روى مى آورد و باور را از روح و فكر مى سترد. در نتیجه عینیت زندگى انسان دیندار، كه بیشترین مردمان آن روزگارند.
با توجه به نابسامانیهاى دینى و اجتماعى در روزگار غیبت ، مى توان فشارهاى روحى و یاءس آورى را كه ممكن است انسان دیندار را مورد هجوم قرار دهد، از دو ناحیه دانست :
.1.
از ناحیه مسخ فرهنگ دینى ، كه به وسیله متولیان دین و در قالب دین شناسیهاى نابخردانه و جاهلانه صورت مى گیردو اصالت دیندارى را در جامعه از میان مى برد.
2. 
.از ناحیه مدعیان دیندارى كه در انواع فسادها و تباهیها و ذلتها و ظلمها و دین فروشیها و... فرو افتاده اند و عزت وتعالى زندگى دینى را از میان برده اند.
بى تردید، مشاهده این گونه امور براى انسان دیندارى كه در هر شرایطى ، به سلامت دینى خود و جامعه و امت مى اندیشد، بسیار دردناك و رنج آور است . به امید روزى كه با ظهور مهدى (ع ) این درد و رنج نیز، پایان یابد.

 


1-بحارالانوار))، ج 52 / 128.
-2
الغیبة ))، نعمانى / 200
3-سوره ((مائدة ))، آیه 24.
4-اصول كافى ))، كلینى ، ج 1 / 371، دارالتعارف ، بیروت .
5-بحارالانوار))، ج 52 / 358.
6-همان مدرك )) ج 366.
7-همان مدرك ))، / 123.
8-مكیال المكارم ))، موسوى اصفهانى ، ترجمه : سید مهدى حایرى ، ج 2 / 210، دفتر تحقیقات و انتشارات بدر.
9-بحارالانوار))، ج 52 / 141.
10-كمال الدین ))، شیخ صدوق ، / 320، مؤ سسة النشر الاسلامى ، قم .
11-این روایتها در كتاب : ((موسوعة الامام المهدى ))، سید محمد صدر، ج 2 / 335 - 360 به شرح بررسى و تفسیر شده است .




طبقه بندی: آخر الزمان،  امام زمان ( عج )، 
برچسب ها: دین داری، عصر غیبت،  

تاریخ : چهارشنبه 15 مهر 1394 | 19:33 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | دلنوشته

  • paper | سبزک | تبلیغات متنی