تبلیغات
مدینة العلم - بخشی از اعجاز علمی قرآن....(1)

در مورد اعجاز قرآن نیز این چند سؤال مطرح می‌شود:

1ـ كدام بعد از ابعاد قرآن معجزه است؟

2ـ شمه‌ای از معجزات قرآن كه برای عصر ما ملموس و یقینی باشد چیست؟

در پاسخ سؤال اوّل می‌گوییم: قرآن در تمام ابعادی كه متعرض آن شده است اعجاز است، در بعد بیان (ساختار لفظی)، تشریع (قانون‌گذاری) تربیت (اصلی‌ترین اعجاز قرآن و هدف نزول آن). تاریخ، غیب‌گویی، اخلاق و اصلاح اخلاقی، علمی و...

تمام وجوه اعجاز قرآن به اعجاز آن در علم بازمی‌گردد زیرا بیان برتر ناشی از علم برتر است و تربیت بدون علم كامل به اصول و مجاری آن محال است و بیان تاریخ ناگفته و غیبِ ناپیدا نیز از علم ناشی می‌شود بنابراین در یك كلمه قرآن اعجاز علمی محض است.

البته به نظر غربی‌ها علم معنای خاصی دارد و مرادشان علوم طبیعی است اما به علوم غیرطبیعی علم نمی‌گویند بلكه الفاظی معادل واژة معرفت و شناخت را استعمال می‌كنند اما استعمال كلمة "Cience" را كه معنای علم می‌دهد برای علوم طبیعی به كار می‌برند بنابراین تقسیم منظور نظر عده‌ای از محققان از واژة اعجاز علمی علم به همین معناست اما مرادما ازاین که قرآن چیزی جزاعجازعلمی نیست مطلق علم است نه علوم تجربی صرف.

اما در هر عصری مردم استعداد متفاوتی دارند در یك عصر استاد سخنوری و فهم لطایف بلاغی كلامند همان طور كه در عصر پیامبر(ص) این گونه بود و لذا اعجاز قرآن در بعد بیان را می‌فهمند در عصر دیگر در بعد دیگری صاحب فهم و دانشند و اعجاز قرآن را در آن بُعد بهتر دریافت می‌كنند در عصر ما بشر در بعد علوم طبیعی پیشرفت فراوان كرده است و اگرچه از عظمت سبك بیان قرآن زیاد چیزی دریافت نمی‌كند اما از عجایب علمی آن به حیرت درمی‌آید. به عنوان مثال این آیه قرآن را بنگرید:

«و تری الجبال تحسبها جامدة و هی تمرّ مرالسحاب» [و كوه‌ها را می‌نگری پنداری كه بی‌حركتند در حالی كه مانند ابرها در جریانند....](نمل، آیه88).

مردم عصر نزول قرآن وقتی این آیه را می‌شنیدند از زیبایی كلمات آن از خود بی‌خود می‌شدند و از چینش بی‌بدیل مرواریدهای واژه‌های آن به حیرت می‌افتادند اما با تمسخر به هم می‌گفتند كه این مرد را بنگرید كه یك مفهوم غلط و نادرست (حركت كوه‌ها) را با چه جملة زیبایی بیان داشته است! از یك طرف زیبایی كلمات آن را تحسین كرده و در عین حال مفهوم آیه راکه به ضد آن (ثبات كوه‌ها) معتقد بودند مسخره می‌نمودند.

 

برعكس، عموم بشر امروز از شیرینی الفاظ آیه چیزی نمی‌فهمد و از ذوق ادراك محسنات بلاغی منحصر به فرد و معجزه‌آسای آن بی‌بهره است لكن وقتی متوجه معنای آیه می‌شود به شگفت درمی‌آید و متوجه می‌شود كه این كتاب ازعلم الهی سرچشمه گرفته والاّ در آن عصر كه حتی یك دانشمند در تمام جهان نیز معتقد به حركت زمین نبود بلكه عصر فراگیری نظر بطلمیوس بود كه زمین را ثابت و مركز جهان می‌دانست چگونه یك بشر درس نخوانده در عربستان دور از علم متوجه گردش و حركت كوه‌ها (همراه حركت زمین) بوده است؟!

بنابراین عجایب قرآن در هیچ عصری پایان نمی‌پذیرد و هرچه دامنة علوم و فنون وسعت می‌یابد عظمت این كتاب آسمانی برملاتر می‌شود. در عصر ما عجایب علمی بسیاری از این كتاب یگانه عالم و درّ آسمانی و بالاترین هدیة خدا به بشریت ظهور كرده است و در این رابطه دوست و دشمن سخنان بسیار گفته‌اند و دانشمندان بزرگ به آسمانی بودن آن اذعان كرده‌اند.

آقای موریس بوكای دانشمند فرانسوی و فردی مسیحی زاده است وی داستان اسلام آوردن خود و انگیزه نگارش كتاب ارزشمند خود در رابطه با عجایب علمی قرآن را گزارش می‌دهد.

او در سال 1966 به دیدار آثار باستانی مصر می‌رود و در میان آثار مصر، بدن مومیایی شده فرعون را می‌بیند كه بعداز 2800 سال هنوز سالم مانده و از هنر مومیاگری مصریان به شگفت می‌آید همراهان مصری وی به او می‌گویند كه قرآن كریم از موجود بودن بدن فرعون اطلاع داده است و آیة (93) سوره یونس را به وی نشان می‌دهند كه می‌فرماید:

[... امروز بدن تو را (بعداز غرق) نجات داده (به ساحل میاندازیم) تا برای (مردم) بعداز تو به عنوان عبرت باشد].

وی می‌گوید از شنیدن این خبر غیبی قرآن بسیار متعجب شدم زیرا دیدم قرآن 1400 سال بعداز ناپدید شدن بدن فرعون نازل شده و در عصر نزول قرآن كسی نمی‌دانسته بدن فرعون چه شده و كجاست و اصلاً علمی به بودن بدن وی نداشته‌اند 1300 سال بعداز نزول قرآن نیز این بدن پیدا شده است چگونه امكان دارد كه پیامبر اسلام از نزد خود همچو خبری داشته باشد؟!

ناگهان در ذهنم جرقه‌ای زد و یادم آمد كه كشیشان در كلیسا می‌گفتند قرآن هرچه دارد از انجیل است و پیامبر اسلام زیبایی كتاب خود را از انجیل اقتباس كرده است! به خود گفتم شاید این خبر غیبی هم از آن جمله باشد لذا وقتی به پاریس برگشتم تحقیق كامل را شروع كردم اما نه در نُسخ انجیل اثری یافتم نه از زبان بزرگان مسیحی لاجرم به سراغ قرآن آمدم و با كمال شگفتی دیدم كه قرآن از این عجایب لبریز است!

وی ده سال عمر خود را تمام وقت به تحقیق پیرامون عجایب علمی قرآن گذاشت و در این مدت به زبان و ادبیات عرب نیز به خوبی مسلط شد حاصل این تلاش كتابی است به نام «مقایسه‌ای بین تورات، انجیل، قرآن و علم» كه در سال 1976 به عنوان بهترین كتاب سال جهان شناخته شد و از مؤلف آن در دانشگاه سوربن پاریس رسماً تجلیل به عمل آمد وی در این مراسم اظهار داشت:

«بایداعتراف كنیم این مسائل پیچیده علمی (درقرآن)که پس از1400سال علم بحقیقت آنهاپی برده است نمیتوانداز یک شخص درس نخوانده باشد.قطعاایشان به یک منبع مافوق بشری متصل بوده است.این غیرممکن است که فردی درس نخوانده کتابی خلق کندکه ازلحاظ ادبی سرآمدکتب شاعران عرب بوده وازلحاظ علمی هنوزپس از14قرن منبع زایش علوم جدیدباشد

آقای بوكای نصف كتاب خود را به وجود تناقضات تورات و انجیل با علم امروز بشر اختصاص داده و نصف دیگر را به بیان عجایب علمی قرآن پرداخته است وی بارها و بارها در طی این قسمت اعلان می‌دارد كه علم دقیقاً با قرآن منطبق است و هیچ نكته‌ای از قرآن و علم با یكدیگر تعارض ندارند!

درسال 1996 در شهر جدة عربستان یك همایش بین‌المللی در موضوع علم و قرآن تشكیل شد در این همایش بزرگترین اندیشمندان مسلمان حضور یافتند اندیشمندانی كه قبل از اظهارنظر در مورد عجایب علمی قرآن بر قرآن تحقیقاتی داشته‌اند از جملة این اندیشمندان آقای یاشی دیكوزان اخترشناس بزرگ ژاپنی و رئیس رصدخانة توكیو است وی در مورد قرآن می‌گوید: «قرآن جهان راآنگونه توصیف میکندکه گویی پیامبراسلام دربلندترین رصدخانه جهان قرارداشته وهمه چیزبرای اوواضح بوده بست....هرکس بخواهدیک تصویرکلی وجامعی ازجهان داشته باشدبایدبه سراغ قرآن برودنه دانشمندان ستاره شناس....»

دانشمندان بسیاری در مورد عظمت قرآن سخن گفته كه بسیاری از آنها غیرمسلمان بوده‌اند و عده‌ای نیز متأثر از این عظمت مسلمان شده‌اند اینك بدنیست به گوشة كوچكی از اعجازهای علمی قرآن بپردازیم.

ـ امروز اسم آقای انیشتین متفكر بزرگ غرب شهرة آفاق است نیمی از شهرت وی مربوط به نظریة نسبیت اوست نظریة نسبیت دو بخش دارد: 1ـ نسبیت عام 2ـ نسبیت خاص. مفاد نظریه اول این است كه جریان زمان نسبت به مكان‌های مختلف در عالم هستی متفاوت است مثلاً یك سال زمین مساوی یك سال در نقاط و سیارات دیگر كهكشان‌ها نیست بلكه چه بسا یك ساعت مكان دیگری مساوی یك سال در زمین باشد.

اما مفاد نسبیت خاص این است كه اگر سرعت یك شیء به سرعت نور برسد دیگر زمان برآن شی نخواهد گذشت وی معتقد است با این وصف انتقال شی از یك نقطه به نقطة دیگر در زمان صفرامكان دارد (دریک آن بدون این كه زمانی بگذرد).

اما حقیقت این است كه قبل از آقای انیشتین قرآن كریم هر دو حقیقت را تصریح فرموده است در مورد نسبیت عام بیش از پنج آیه در قرآن وجود دارد. قرآن در این آیات بیان می‌كند كه این سال‌های طولانی دنیا بالنسبه به زمان جهانی دیگر كوتاه است می‌فرماید:

 [روزی كه قیامت را می‌نگرند گویی در دنیا پاره‌ای از شب یا پاره‌ای از روز بیشتر نمانده‌اند].(نازعات46)

[و روزی كه قیامت برپا می‌شود مجرمان سوگند می‌خورند كه در دنیا بیش از ساعتی درنگ نكرده‌اند](روم55) نیزآیات102و103طه و52اسراءوآیه آخراحقاف براین معنا دلالت دارند.

از این سنخ آیات فراوان است كه صریح بیان می‌دارد كه زمان نسبی است و این زمان طولانی كه در دنیاست در واقع لحظه‌ای و ساعتی از زمان آخرت است و بدین سبب قرآن نسبیت زمان را اینگونه لطیف بیان داشته است.

اما این كه براساس نسبیت خاص انتقال اشیاء خارج از ظرف زمان از نقطه‌ای به نقطه دیگر امكان دارد نیز قرآن قبل از آقای انیشتین بیان داشته است. در آیه (40) سوره نمل قرآن خبر از فردی دانشمند در دربار سلیمان می‌دهد كه تخت بلقیس را از پایتخت سبا تا مركز حكومت سلیمان در كمتر از زمان چشم به هم زدن حاضر ساخت!

!


طبقه بندی: اعتقادی،  علمی،  مذهبی، 
برچسب ها: اعجاز قرآن، موریس بوكای، دانشمندان ستاره شناس، انیشتین، دکتر شایق، Big bang، تلسكوپ هابل،  

تاریخ : سه شنبه 14 اردیبهشت 1395 | 01:03 | نویسنده : محمّد صالح خادم آل یاسین | نظرات

  • paper | سبزک | تبلیغات متنی